تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٢ - آرزو داريم بميريم و از عذاب راحت شويم!
بر ريشه سعادت خود زند" وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ" (سوره صف- ٧).
آرى قرآن سرچشمه اصلى همه سعادتها و شقاوتها را خود انسان و اعمال او مىشمرد نه مسائل پندارى كه گروهى براى خود درست كردهاند.
با اينكه هر كس از مرگ مىگريزد و خواهان ادامه حيات است، اما گاهى چنان مصائب بر انسان فشار مىآورد كه از خدا تمناى مرگ مىكند، و اين چيزى است كه اگر در دنيا براى بعضى واقع شود در آنجا براى مجرمان جنبه عمومى دارد و همگى تمناى مرگ مىكنند.
اما چه سود كه مالك دوزخ به آنها پاسخ مىگويد" شما در اينجا ماندنى هستيد"! و نجاتى حتى از طريق مرگ وجود ندارد (قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ) [١] و عجب اينكه به گفته بعضى از مفسران مالك دوزخ اين پاسخ را با نهايت بى اعتنايى بعد از هزار سال! به آنها مىگويد، و چه دردناك است اين بى اعتنايى [٢] ممكن است گفته شود اين چه تقاضايى است كه آنها مىكنند با اينكه يقين دارند مرگ و ميرى در كار نيست، ولى بايد توجه داشت كه اينگونه درخواستها
[١]" ماكثون" از ماده مكث در اصل به معنى توقف توأم با انتظار است، و شايد اين تعبير از سوى مالك دوزخ يك نوع استهزاء است همانطور كه گاه شخص غير مستحق تقاضاى چيزى مىكند مىگوئيم منتظر باش!.
[٢]" مجمع البيان" ذيل آيات مورد بحث، البته بعضى عدد سالهاى فاصله را يكصد سال و چهل سال نيز گفتهاند، هر چه باشد دليل بر بى اعتنايى است.