تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٨ - سخن حق بگوئيد تا اعمالتان اصلاح شود
بدن محسوب مىشود، تا آنجا كه حدود سى گناه كبيره از همين عضو كوچك صادر مىگردد [١] در حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص مىخوانيم:
لا يستقيم ايمان عبد حتى يستقيم قلبه و لا يستقيم قلبه حتى يستقيم لسانه:
" ايمان هيچ بندهاى از بندگان خدا به راستى نمىگرايد مگر اينكه قلبش مستقيم گردد، و قلبش مستقيم نمىشود مگر اينكه زبانش درست شود" [٢] جالب اينكه در حديث ديگرى از امام سجاد ع آمده است كه" زبان هر انسانى همه روز صبح از اعضاى ديگر احوالپرسى مىكند و مىگويد:
كيف اصبحتم؟
! چگونه صبح كرديد؟
همه آنها در پاسخ اين اظهار محبت زبان مىگويند:
بخير ان تركتنا:
" حال ما خوب است اگر تو بگذارى"! سپس اضافه مىكنند: تو را به خدا سوگند ما را رعايت كن،
انما نثاب
[١]" غزالى" در" احياء العلوم" بيست گناه كبيره يا انحراف را كه از زبان سر مىزند بر شمرده است كه عبارتند از: ١- دروغ ٢- غيبت ٣- سخنچينى ٤- نفاق در سخن (ذو اللسانين بودن) ٥- مدح بيجا ٦- بدزبانى و دشنام ٧- غنا و اشعار نادرست ٨- افراط در مزاح ٩- سخريه و استهزاء ١٠- افشاء اسرار ديگران ١١- وعده خلاف ١٢- لعن نابجا ١٣- خصومت و نزاع ١٤- جدال و مراء ١٥- گفتگو در امور باطل ١٦- پر حرفى ١٧- گفتگو در امورى كه به انسان مربوط نيست ١٨- وصف مجالس شراب و قمار و گناه ١٩- سؤال و جستجو از مسائلى كه از عهده درك انسان بيرون است ٢٠- تصنع و تكلف در سخن،- و ماده موضوع مهم ديگر نيز بر آن افزودهايم:
١- تهمت زدن ٢- شهادت باطل ٣- اشاعه فحشاء و نشر شايعات بى اساس ٤- خودستايى ٥- اصرار بيجا ٦- خشونت در سخن ٧- ايذاء با زبان ٨- مذمت از كسى كه مستحق ذم نيست ٩- كفران نعمت به وسيله زبان ١٠- تبليغ باطل.
[٢]" بحار الانوار" جلد ٧١ صفحه ٧٨.