تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٨٢ - گوشهاى از فلسفه تعدد زوجات پيامبر (ص)
بعضى ديگر براى كاستن از عداوت، يا طرح دوستى و جلب محبت اشخاص و يا اقوام متعصب و لجوج بوده است.
روشن است كسى كه در سن ٢٥ سالگى كه عنفوان جوانى او بوده با زن بيوه چهلسالهاى ازدواج مىكند، و تا ٥٣ سالگى تنها به همين يك زن بيوه قناعت مىنمايد و به اين ترتيب دوران جوانى خود را پشت سر گذاشته و به سن كهولت مىرسد، و بعد به ازدواجهاى متعددى دست مىزند حتما دليل و فلسفهاى دارد، و با هيچ حسابى آن را نمىتوان به انگيزههاى علاقه جنسى پيوند داد، زيرا با اينكه مساله ازدواج متعدد در ميان عرب در آن روز بسيار ساده و عادى بوده و حتى گاهى همسر اول به خواستگارى همسر دوم مىرفته و هيچگونه محدوديتى براى گرفتن همسرى قائل نبودند براى پيامبر ص ازدواجهاى متعدد در سنين جوانى نه مانع اجتماعى داشت، و نه شرائط سنگين مالى، و نه كمترين نقصى محسوب مىشد.
جالب اينكه در تواريخ آمده است پيامبر ص تنها با يك زن" باكره" ازدواج كرد و او عايشه بود، بقيه همسران او همه زنان بيوه بودند كه طبعا نمىتوانستند از جنبههاى جنسى چندان تمايل كسى را برانگيزند [١] حتى در بعضى از تواريخ مىخوانيم كه پيامبر با زنان متعددى ازدواج كرد و جز مراسم عقد انجام نشد، و هرگز آميزش با آنها نكرد، حتى در مواردى تنها به خواستگارى بعضى از زنان قبائل قناعت كرد [٢] و آنها به همين قدر خوشحال بودند و مباهات مىكردند كه زنى از قبيله آنان به نام همسر پيامبر ص ناميده شده، و اين افتخار براى آنها حاصل گشته است، و به اين ترتيب رابطه و پيوند اجتماعى آنها با پيامبر ص محكمتر، و در دفاع از او مصممتر مىشدند.
[١] و [٢] بحار الانوار جلد ٢٢ صفحه ١٩١ و ١٩٢.