تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٧ - تفسير گروه باز دارندگان
چيزى با خشم و عصبانيت است، خواه گشودن دست باشد يا زبان، اين تعبير در مورد كسانى كه با لحنى آمرانه و طلبكارانه فرياد مىكشند و چيزى را مىطلبند به كار مىرود.
بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ، به معنى زبانهاى تيز و تند است، و در اينجا كنايه از خشونت در سخن مىباشد.
در پايان آيه به آخرين توصيف آنها كه در واقع ريشه همه بدبختيهايشان مىباشد اشاره كرده مىفرمايد:" آنها هرگز ايمان نياوردهاند" (أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا).
" و به همين دليل خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرده" چرا كه اعمالشان هرگز توأم با انگيزه الهى و اخلاص نبوده است (فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ).
" و اين كار براى خدا سهل و آسان است" (وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً).
در يك جمع بندى چنين نتيجه مىگيريم كه معوقين (باز دارندگان) منافقانى بودند با اين اوصاف:
١- هرگز اهل جنگ نبودند جز به مقدار بسيار كم.
٢- آنها هيچگاه اهل ايثار و فداكارى از نظر جان و مال نبوده و تحمل كمترين ناراحتيها را نمىكردند.
٣- در لحظات طوفانى و بحرانى از شدت ترس، خود را بكلى مىباختند.
٤- به هنگام پيروزى، خود را وارث همه افتخارات مىپنداشتند! ٥- آنها افراد بى ايمانى بودند و اعمالشان نيز در پيشگاه خدا بى ارزش بود.
و چنين است راه و رسم منافقان در هر عصر و زمان، و در هر جامعه و گروه.
چه توصيف دقيقى قرآن از آنها كرده كه به وسيله آن مىتوان همفكران آنها را شناخت، و چقدر در عصر و زمان خود نمونههاى بسيارى از آنها را با چشم مىبينيم!