تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - ٣- اين علوم پنجگانه مخصوص خدا است
و قرأ هذه الاية:
" كليدهاى غيب پنج است كه هيچكس جز خدا نمىداند، سپس آيه فوق را تلاوت فرمود" [١] در روايت ديگرى كه در" نهج البلاغه" آمده است مىخوانيم: هنگامى كه على ع از بعضى حوادث آينده خبر مىداد يكى از ياران عرض كرد: اى امير مؤمنان! از غيب سخن مىگويى؟ و به علم غيب آشنايى؟
امام خنديد و به آن مرد كه از طايفه" بنى كلب" بود فرمود:
يا اخا كلب! ليس هو بعلم غيب، و انما هو تعلم من ذى علم، و انما علم الغيب علم الساعة و ما عدده اللَّه سبحانه بقوله إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ ... فيعلم اللَّه سبحانه ما فى الارحام، من ذكر او انثى، و قبيح او جميل، و سخى او بخيل، و شقى او سعيد، و من يكون فى النار حطبا و فى الجنان للنبيين مرافقا، فهذا علم الغيب الذى لا يعلمه احد الا اللَّه، و ما سوى ذلك فعلم علمه اللَّه نبيه فعلمنيه و دعا لى بان يعيه صدرى و تضطم عليه جوانحى:
" اى برادر كلبى! اين علم غيب نيست، اين فرا گرفتهاى است از عالمى (يعنى پيامبر) علم غيب تنها علم قيامت است، و آنچه خداوند سبحان در اين آيه بر شمرده ... و بعد از ذكر آيه شريفه فرمود: خداوند سبحان از آنچه در رحمها قرار دارد آگاه است، پسر است يا دختر؟ زشت است يا زيبا؟ سخاوتمند است يا بخيل؟ سعادتمند است يا شقى؟ چه كسى آتشگيره دوزخ است و چه كسى در بهشت دوست پيامبران؟ ... اينها علوم غيبيهاى است كه غير از خدا كسى نمىداند و غير از آن علومى است كه خداوند به پيامبرش تعليم كرده و او به من آموخته است، و برايم دعا نمود كه خدا آن را در سينهام جاى دهد و اعضاى پيكرم را از آن مالامال سازد" [٢]
[١]" مجمع البيان" ذيل آيه مورد بحث.
[٢] نهج البلاغه خطبه ١٢٨.