تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩ - ٢- گوشهاى از حكمت لقمان
شده بود، به خاطر نسبت و مال و جمال و جسم او نبود بلكه او مردى بود كه در انجام فرمان خدا قوى و نيرومند بود، از گناه و شبهات اجتناب مىكرد، ساكت و خاموش بود با دقت مىنگريست بسيار فكر مىكرد، تيزبين بود، و هرگز در (آغاز) روز نخوابيد و در مجالس (به رسم مستكبران) تكيه نمىكرد، و رعايت آداب را كاملا مىنمود، آب دهن نمىافكند، با چيزى بازى نمىكرد، و هرگز در حال نامناسبى ديده نشد ...
هيچگاه دو نفر را در حال نزاع نديد مگر اينكه آنها را با هم صلح داد، و اگر سخن خوبى از كسى مىشنيد حتما ماخذ آن سخن و تفسير آن را سؤال مىكرد، با فقيهان و عالمان بسيار نشست و برخاست داشت ... به سراغ علومى مىرفت كه بتواند به وسيله آن بر هواى نفس چيره شود، نفس خود را با نيروى فكر و انديشه و عبرت مداوا مىنمود، و تنها به سراغ كارى مىرفت كه به سود (دين يا دنياى) او بود، در امورى كه به او ارتباط نداشت هرگز دخالت نمىكرد، و از اين رو خداوند حكمت را به او ارزانى داشت" [١]
[١]" مجمع البيان" (با تلخيص).