تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥٧ - تفسير حمل امانت الهى بزرگترين افتخار بشر
از حمل آن عاجز شدهاند، اگر مقام خود را فراموش نكند [١]
در اينكه" لام" در" ليعذب" از نظر ادبيات عرب، كدام لام است دو احتمال وجود دارد:
نخست اينكه" لام غايت" است كه براى بيان سرانجام چيزى ذكر مىشود بنا بر اين مفهوم آيه چنين است:" سرانجام حمل اين امانت اين شد كه گروهى راه نفاق بپويند و گروهى راه شرك و به خاطر خيانت در اين امانت الهى به عذاب او گرفتار شوند و گروهى اهل ايمان به خاطر اداى اين امانت و قيام به وظيفه
[١] از آنچه در تفسير آيه گفتيم روشن شد كه هيچ نيازى نيست كه ما چيزى در آيه در تقدير بگيريم، آن چنان كه جمعى از مفسران گفتهاند، و آيه را چنين تفسير كردهاند كه منظور از عرضه داشتن امانت الهى بر آسمان و زمين و كوهها همان عرضه داشتن بر اهل آنها است، يعنى ملائكه و فرشتگان! و به همين جهت گفتهاند" آنها كه از قبول امانت ابا كردند آن را ادا نمودند و آنها كه امانت را پذيرا شدند خيانت كردند"- اين تفسير نه تنها از نظر احتياج به تقدير خلاف ظاهر است، بلكه از اين نظر كه فرشتگان داراى نوعى از تكليفاند و حامل بخشى از اين امانتاند نيز قابل ايراد است، از همه اينها گذشته اهل كوهها را به فرشته تفسير كردن خالى از غرابت نيست (دقت كنيد).