تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٥ - چه نسبتهاى ناروا به موسى (ع) دادند؟
هنگامى كه مىخواست در گوشهاى دور از جمعيت غسل كند لباس خود را بر قطعه سنگى گذاشت اما سنگ به حركت درآمد و لباس موسى را با خود برد، و بنى اسرائيل بدن او را ديدند كه هيچ عيب و نقصى نداشت! ٥- بهانهجوئيهاى بنى اسرائيل يكى ديگر از عوامل آزار موسى ع بود گاه تقاضا مىكردند خدا را به آنها نشان دهد، گاه مىگفتند غذاى يك نواخت (من و سلوى) براى ما مناسب نيست، و گاه مىگفتند ما حاضر نيستيم وارد بيت المقدس شويم و با" عمالقه" بجنگيم، تو و پروردگارت برويد و آنجا را فتح كنيد تا ما وارد شويم؟
اما آنچه نزديكتر به معنى آيه است اينست كه آيه شريفه يك حكم كلى و جامع را بيان مىكند، زيرا بنى اسرائيل از جنبههاى مختلف موسى ع را ايذاء كردند، ايذاءهايى كه بى شباهت به آزار بعضى از مردم مدينه نسبت به پيامبر اسلام ص نبود، و مانند پخش شايعات و نقل اكاذيب و نسبت ناروايى كه به همسر پيامبر ص دادند كه شرح آن در تفسير سوره نور (جلد ١٤ ذيل آيات ١١ تا ٢٠) گذشت و خردهگيريهايى كه در مورد ازدواج پيامبر ص با زينب داشتند و مزاحمتهايى كه در خانه او و يا به هنگام صدا زدن نامؤدبانه نسبت به پيامبر ص ايجاد مىكردند.
و اما نسبت دادن سحر و جنون و مانند اينها و يا عيوب بدنى هر چند در مورد موسى بوده، اما تناسبى با خطاب يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا در مورد پيامبر اسلام ص ندارد، زيرا نه موسى ع و نه پيامبر اسلام ص را مؤمنان متهم به" سحر" و" جنون" نكردند، و همچنين اتهام به عيوب بدنى به فرض كه در مورد موسى ع بوده و خداوند او را مبرا ساخت در مورد پيامبر اسلام مصداقى در تاريخ نداشته است.
به هر حال از اين آيه مىتوان استفاده كرد كه هر گاه كسى در پيشگاه خدا