تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - با اين زنان مىتوانى ازدواج كنى
(لِكَيْلا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ).
" و خداوند آمرزنده و رحيم است" (وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً).
در مورد گروه اخير (زنان بدون مهر) به نكات زير بايد توجه داشت:
١- بدون شك اجازه" گرفتن همسر بدون مهر" از مختصات پيامبر ص بود و آيه نيز صراحت در اين مساله دارد، و به همين جهت از مسلمات فقه اسلام است، بنا بر اين هيچكس حق ندارد همسرى را بدون مهر (كم باشد يا زياد) ازدواج كند، حتى اگر نام مهر به هنگام اجراى صيغه عقد برده نشود، و قرينه تعيين كنندهاى نيز در كار نباشد، بايد" مهر المثل" پرداخت، منظور از" مهر المثل" مهريهاى است كه زنانى با شرائط و خصوصيات او معمولا براى خود قرار مىدهند.
بعضى همچون ابن عباس و برخى ديگر از مفسران معتقدند كه پيامبر ص با هيچ زنى به اين كيفيت ازدواج نكرد، بنا بر اين حكم بالا فقط يك اجازه كلى براى پيامبر ص بود كه هرگز عملا مورد استفاده قرار نگرفت.
در حالى كه بعضى ديگر نام سه يا چهار زن از همسران پيامبر ص را بردهاند كه بدون مهر به ازدواج آن حضرت در آمدند،" ميمونه" دختر حارث و" زينب" دختر خزيمه كه از طايفه انصار بود، و زنى از بنى اسد به نام" ام شريك" دختر جابر و" خوله" دختر حكيم بوده است.
از جمله در بعضى از روايات آمده است هنگامى كه" خوله" خود را به پيامبر ص بخشيد صداى اعتراض" عايشه" بلند شد و گفت: ما بال