تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٨ - با اين زنان مىتوانى ازدواج كنى
شده مصداق خارجى در ميان همسران پيامبر ص داشته يا نه؟ تنها موردى را كه براى آن مىتوان ذكر كرد ازدواج پيامبر ص با" زينب بنت جحش" است كه داستان پر ماجراى او در همين سوره گذشت زيرا زينب دختر عمه پيغمبر ص بود، و جحش همسر عمه او محسوب مىشد [١] ٤-" هر گاه زن با ايمانى خود را به پيامبر ببخشد (و هيچگونه مهرى براى خود قائل نشود) اگر پيامبر بخواهد مىتواند با او ازدواج كند" (وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها).
" اما چنين ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه بر ساير مؤمنان" (خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ).
" ما مىدانيم براى آنها در مورد همسران و كنيزانشان چه حكمى مقرر داريم و مصالح آنها چه ايجاب مىكرده است"؟ (قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْنا عَلَيْهِمْ فِي أَزْواجِهِمْ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُمْ).
بنا بر اين اگر در مسائل مربوط به ازدواج براى آنها در بعضى موارد محدوديتى قائل شدهايم روى مصالحى بوده است كه در زندگى آنها و تو حاكم بوده، و هيچيك از اين احكام و مقررات بى حساب نيست.
سپس مىافزايد:" اين به خاطر آنست كه مشكل و حرجى (در اداى رسالت) بر تو نبوده باشد" و بتوانى در انجام اين وظيفه مسئليتهاى خود را ادا كنى
[١] در اينكه چرا" عم" به صورت مفرد و" عمات" به صورت جمع همچنين" خال" به صورت مفرد و" خالات" به صورت جمع آمده بعضى از مفسران وجوهى ذكر كردهاند كه" فاضل مقداد" آنها را در كنز العرفان آورده است، ولى از همه بهتر اينست كه" عم" و" خال" معمولا به صورت اسم جنس در لغت عرب استعمال مىشود، در حالى كه" عمه" و" خاله" چنين نيست، و اين عرف اهل لغت است كه ابن العربى نيز آن را نقل كرده (كنز العرفان جلد ٢ صفحه ٢٤١) و" آلوسى" در" روح المعانى" نيز اين وجه را بر تمام وجوه ديگر ترجيح داده است.