تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٤ - تفسير گروه باز دارندگان
آنها (مردمى ضعيفند و) جز به مقدار كمى كارزار نمىكنند.
١٩- آنها در همه چيز نسبت به شما بخيلند، و هنگامى كه لحظات ترس و بحرانى پيش آيد مشاهده مىكنى آن چنان به تو نگاه مىكنند و چشمهايشان در حدقه مىچرخد كه گويى مىخواهند قالب تهى كنند! اما هنگامى كه حالت خوف و ترس فرو نشست زبانهاى تند و خشن خود را با انبوهى از خشم و عصبانيت بر شما مىگشايند (و سهم خود را از غنائم مطالبه مىكنند!) در حالى كه در آن نيز حريص و بخيلند، آنها هرگز ايمان نياوردهاند لذا خداوند اعمالشان را حبط و نابود كرد و اين كار بر خدا آسان است.
٢٠- آنها گمان مىكنند هنوز لشكر احزاب نرفتهاند، و اگر برگردند اينها دوست مىدارند در ميان اعراب باديهنشين پراكنده و پنهان شوند و از اخبار شما جويا گردند و اگر در ميان شما باشند جز كمى پيكار نمىكنند.
تفسير: گروه باز دارندگان
سپس به وضع گروهى ديگر از منافقين كه از ميدان جنگ احزاب كناره گيرى كردند و ديگران را نيز دعوت به كنارهگيرى مىنمودند اشاره كرده مىگويد:" خداوند آن گروهى از شما را كه كوشش داشتند مردم را از جنگ منصرف سازند مىداند" (قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ).
" و همچنين كسانى را كه به برادرانشان مىگفتند به سوى ما بيائيد" و دست از اين پيكار خطرناك برداريد! (وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا).
" همان كسانى كه اهل جنگ و پيكار نيستند و جز مقدار كمى- آنهم از روى اكراه و يا ريا- به سراغ جنگ نمىروند" (وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا).
" معوقين" از ماده" عوق" (بر وزن شوق) به معنى باز داشتن و منصرف كردن از چيزى است و" باس" در اصل به معنى شدت و در اينجا منظور از آن" جنگ" است.
آيه فوق احتمالا اشاره به دو دسته مىكند: دستهاى از منافقين، كه در