شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٠٣ - نزول نخستين آيات قرآن
البته، در بعضى از كلمات مفسرين، يا كتب تاريخ، مطالب ناموزونى درباره اين فصل از زندگى پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله به چشم مىخورد، كه مسلماً از احاديث مجعول و اسرائيليات است، مثل اين كه: پيغمبر بعد از ماجراى نخستين نزول وحى، بسيار ناراحت شد و از اين ترسيد كه القائات شيطانى باشد! يا چند بار تصميم گرفت خود را از كوه به زير پرتاب كند! و امثال اين لاطائلات كه نه با مقام شامخ نبوت سازگار است و نه با آنچه در تاريخ از عقل و درايت فوق العاده پيامبر صلى الله عليه و آله، مديريت، شكيبائى، تسلط بر نفس و اعتماد او ثبت شده است. [١]
به نظر مىرسد: اين گونه روايات ضعيف و ركيك، ساخته و پرداخته دشمنان اسلام است و خواستهاند: هم اسلام را زير سؤال برند و هم شخص پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را، با توجه به آنچه گفته شد، به سراغ تفسير آيات مىرويم.
[١] از ديدگاه بعضى، حتى آنچه در مورد ديدار «خديجه» و رسول خدا صلى الله عليه و آله با «ورقه» نقل شده نيز نمىتواند درست باشد؛ زيرا با توجه به مسائلى كه از زمان كودكى براى آن حضرت پيش آمده بود، و آنچه در ايام جوانى براى آن حضرت رخ مىداد كه «خديجه» نيز از همين نكات به شخصيت عظيم او پى برد و شخصاً او را به همسرى خويش برگزيد، مراقبت و حفاظت ويژهاى كه «عبدالمطلب» و «ابوطالب» از او مىكردند، و آنچه اميرمؤمنان عليه السلام در خطبه «قاصعه» فرموده كه خداوند فرشته عظيم خود را مأمور تربيت او كرد، همه بازگو كننده آن است كه آن حضرت از رسالت خويش خبر داشت و نياز به تأييد «ورقه» نداشت.