شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩٦ - آيه تبليغ
ناگهان مردم ديدند پيامبر صلى الله عليه و آله به اطراف خود نگاه كرد، گويا كسى را جستجو مىكند و همين كه چشمش به على عليه السلام افتاد، خم شد، دست او را گرفت و بلند كرد، آن چنان كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد، و همه مردم او را ديدند و شناختند كه او همان افسر شكستناپذير اسلام است.
در اينجا صداى پيامبر صلى الله عليه و آله رساتر و بلندتر شد و فرمود:
أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِيْنَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ:
«چه كسى از همه مردم نسبت به مسلمانان از خود آنها سزاوارتر است»؟!
گفتند: خدا و پيامبر صلى الله عليه و آله داناترند!
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خدا، مولا و رهبر من است، و من مولا و رهبر مؤمنانم و نسبت به آنها از خودشان سزاوارترم (و اراده من بر اراده آنها مقدم).
سپس فرمود:
فَمَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِيٌّ مَوْلاه:
«هر كس من مولا و رهبر او هستم، على، مولا و رهبر او است»- و اين سخن را سه بار و به گفته بعضى از راويان حديث، چهار بار تكرار كرد-.
و به دنبال آن سر به سوى آسمان برداشته عرض كرد:
اللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَ عادِ مَنْ عاداهُ وَ أَحِبَّ مَنْ أَحَبَّهُ وَ أَبْغِضْ مَنْ أَبْغَضَهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَهُ حَيْثُ دارَ:
«خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنان او را دشمن بدار، محبوب بدار آن كس كه او را محبوب دارد، و مبغوض بدار آن كس كه او را مبغوض دارد، يارانش را يارى كن، و آنها كه ياريش را ترك كنند، از يارى خويش محروم ساز، و حق را همراه او بدار به هر سو كه او مىچرخد».
سپس فرمود:
أَلا فَلْيُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغائِبَ:
«آگاه باشيد، همه حاضران وظيفه دارند اين خبر را به غائبان برسانند».
خطبه پيامبر صلى الله عليه و آله به پايان رسيد، عرق از سر و روى پيامبر صلى الله عليه و آله و على عليه السلام و مردم فرو مىريخت، و هنوز صفوف جمعيت از هم متفرق نشده بود كه امين وحى خدا