شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٥ - چرا با ديدن يك مرد نابينا چهره در هم مىكشى؟!
اولائى بيش نيست: و كارى كه منافات با مقام عصمت داشته باشد در آن مشاهده نمىشود.
زيرا «اوّلًا» پيامبر صلى الله عليه و آله هدفى جز نفوذ در سران قريش، و گسترش دعوت اسلام از اين طريق، و درهم شكستن مقاومت آنها، نداشت.
«ثانياً» چهره در هم كشيدن در برابر يك مرد نابينا مشكلى ايجاد نمىكند؛ چرا كه او نمىبيند، به علاوه «عبداللّه بن ام مكتوم» نيز رعايت آداب مجلس را نكرده بود؛ زيرا هنگامى كه مىشنود پيامبر صلى الله عليه و آله با گروهى مشغول صحبت است نبايد سخن او را قطع كند.
ولى، از آنجا كه خداوند اهميت فوق العادهاى به محبت و ملاطفت كردن با مؤمنان مستضعف حقيقتطلب مىدهد، همين مقدار بىاعتنائى را در برابر اين مرد مؤمن براى پيامبرش نمىپسندد، و او را مورد عتاب قرار مىدهد، اينها همه از يك سو.
از سوى ديگر، اگر به اين آيات، از زاويه حقانيت و عظمت پيامبر صلى الله عليه و آله نگاه كنيم، مىبينيم در سر حدّ يك معجزه است؛ چرا كه رهبر بزرگ اسلام در كتاب آسمانى خود آن چنان مسئوليت براى خود ذكر مىكند كه حتى كوچكترين ترك اولى، يعنى بىاعتنائى مختصرى نسبت به يك مرد نابيناى حق طلب، را مورد عتاب خداوند مىبيند، اين دليل زندهاى است بر اين كه اين كتاب آسمانى از سوى خدا است و او پيامبر صادق است، مسلماً اگر اين كتاب از سوى خداوند نبود، چنين محتوائى نداشت.
و عجبتر اين كه: پيامبر صلى الله عليه و آله طبق روايتى كه در بالا آورديم، هر وقت «عبداللّه بن ام مكتوم» را مىديد، به ياد اين ماجرا مىافتاد و او را بسيار احترام مىكرد.
و از سوى سوم، اين آيات مىتواند بيانگر فرهنگ اسلام در بر خورد با مستضعفان و مستكبران باشد، كه چگونه مرد فقير نابيناى مؤمنى را بر آن همه اغنيا، و سران قدرتمند مشرك عرب مقدم مىشمرد، اين به خوبى نشان مىدهد: اسلام