شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣ - چرا با ديدن يك مرد نابينا چهره در هم مىكشى؟!
است، اما اين شخص مورد عتاب كيست؟ در آن اختلاف نظر است:
مشهور در ميان مفسران عامه و خاصه اين است كه:
عدهاى از سران قريش مانند «عتبة بن ربيعه»، «ابوجهل»، «عباس بن عبد المطلب»، و جمعى ديگر، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله بودند، و پيامبر مشغول تبليغ و دعوت آنها به سوى اسلام بود، و اميد داشت اين سخنان در دل آنها مؤثر شود (و مسلماً اگر اين گونه افراد اسلام را مىپذيرفتند، گروه ديگرى را به اسلام مىكشاندند و هم كارشكنىهاى آنها از ميان مىرفت و از هر دو جهت به نفع اسلام بود) در اين ميان «عبداللّه بن ام مكتوم» كه مرد نابينا و ظاهراً فقيرى بود وارد مجلس شد، و از پيغمبر صلى الله عليه و آله تقاضا كرد آياتى از قرآن را براى او بخواند و به او تعليم دهد، و پيوسته سخن خود را تكرار مىكرد و آرام نمىگرفت؛ زيرا دقيقاً متوجه نبود كه پيامبر صلى الله عليه و آله با چه كسانى مشغول صحبت است.
او آن قدر كلام پيغمبر صلى الله عليه و آله را قطع كرد كه حضرت صلى الله عليه و آله ناراحت شد، و آثار ناخشنودى در چهره مباركش نمايان گشت و در دل گفت: اين سران عرب پيش خود مىگويند: پيروان محمّد صلى الله عليه و آله نابينايان و بردگانند، و لذا از «عبداللّه» روى برگرداند، و به سخنانش با آن گروه ادامه داد.
در اين هنگام، آيات فوق نازل شد (و در اين باره پيامبر صلى الله عليه و آله را مورد عتاب قرار داد) رسول خدا صلى الله عليه و آله بعد از اين ماجرا «عبداللّه» را پيوسته گرامى مىداشت، و هنگامى كه او را مىديد مىفرمود:
مَرْحَباً بِمَنْ عاتَبَنِى فِيْهِ رَبِّى:
«مرحبا به كسى كه پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد» و سپس به او مىفرمود: «آيا حاجتى دارى آن را انجام دهم»؟
و پيامبر صلى الله عليه و آله دو بار او را در غزوات اسلامى در «مدينه» جانشين خويش قرار داد. [١]
[١] «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ١٧، ص ٧٦؛ «جامع البيان»، ج ٣٠، ص ٦٥؛ «قرطبى»، ج ١٩، ص ٢١١.