شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٠ - فصل يازدهم سورههاى حجرات- طور- نجم- حديد- مجادله
كند، اما «عمر» شخص ديگرى را پيشنهاد كرد، آيه فوق نازل شد و دستور داد بر خدا و پيامبر، پيشى مگيريد. [١]
بعضى ديگر گفتهاند: جمعى از مسلمانان گاه گاه مىگفتند: اگر چنين مطلبى درباره ما نازل مىشد، بهتر بود، آيه فوق نازل گشت، گفت: بر خدا و پيامبرش پيشى مگيريد. [٢]
بعضى ديگر گفتهاند: آيه، اشاره به اعمال بعضى از مسلمانهاست، كه پارهاى از مراسم عبادات خود را پيش از موقع، انجام دادند، آيه فوق نازل شد، و آنها را از اين گونه كارها نهى كرد. [٣]
و اما در مورد آيه دوم، گفتهاند: گروهى از طايفه «بنىتميم» و اشراف آنها، وارد «مدينه» شدند، هنگامى كه داخل مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله گشتند، صدا را بلند كرده، از پشت حجرههائى كه منزلگاه پيامبر صلى الله عليه و آله بود فرياد زدند:
يا مُحَمَّدُ اخْرُجْ الَيْنا!:
«اى محمّد! بيرون بيا»! اين سر و صداها و تعبيرات نامؤدبانه، پيامبر صلى الله عليه و آله را ناراحت ساخت، هنگامى كه بيرون آمد، گفتند: آمدهايم با تو مفاخره كنيم! اجازه ده، تا «شاعر» و «خطيب ما» افتخارات قبيله «بنىتميم» را بازگو كند، پيامبر صلى الله عليه و آله اجازه داد.
نخست، خطيب آنها برخاست و از فضائل خيالى طائفه «بنىتميم» مطالب بسيارى گفت.
پيامبر صلى الله عليه و آله به «ثابت بن قيس» [٤] فرمود پاسخ آنها را بده، او برخاست خطبه بليغى در جواب آنها ايراد كرد، به طورى كه خطبه آنها را از اثر انداخت!
سپس «شاعر» آنها برخاست و اشعارى در مدح اين قبيله گفت، كه «حسان بن ثابت» شاعر معروف مسلمان، پاسخ كافى به او داد.
[١] «قرطبى»، ج ٩، ص ٦١٢١ (ج ١٦، ص ٣٠١).
[٢] «قرطبى»، ج ٩، ص ٦١٢١.
[٣] همان مدرك.
[٤] «ثابت بن قيس» خطيب «انصار» و خطيب پيامبر صلى الله عليه و آله بود، همان گونه كه «حسان» شاعر حضرت بود ( «اسد الغابه»، ج ١، ص ٢٢٩).