شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - ادّعاهاى بدون عمل
(٤٢) وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً (٤٣) اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ وَ لايَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْتَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا
آنان با نهايت تأكيد به خدا سوگند خوردند كه اگر پيامبرى انذاركننده به سراغشان آيد، هدايت يافتهترين امتها خواهند بود؛ اما چون پيامبرى براى آنان آمد، جز فرار و فاصله گرفتن (از حق) چيزى بر آنها نيفزود!
اينها همه به خاطر استكبار در زمين و نيرنگهاى بدشان بود، اين نيرنگها تنها دامان صاحبانش را مىگيرد؛ آيا آنها چيزى جز سنت پيشينيان (و عذابهاى دردناك آنان) را انتظار دارند؟! هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت، و هرگز براى سنت الهى تغييرى نمىيابى!
شأن نزول:
ادّعاهاى بدون عمل
در «تفسير درّ المنثور»، «روح المعانى» و «مفاتيح الغيب» و تفاسير ديگر چنين آمده است: «مشركان عرب هنگامى كه مىشنيدند: بعضى از امتهاى پيشين همچون يهود، پيامبران الهى را تكذيب كردند، و آنها را به شهادت رساندند، مىگفتند: ولى ما چنين نيستيم! اگر فرستاده الهى به سراغ ما بيايد ما هدايتپذيرترين امتها خواهيم بود! ولى همانها هنگامى كه آفتاب عالمتاب اسلام، از افق سرزمينشان طلوع كرد، و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همراه بزرگترين كتاب آسمانى، به سراغشان آمد، نه تنها نپذيرفتند، بلكه در مقام تكذيب و مبارزه و انواع مكر و فريب بر آمدند».
آيات فوق نازل شد، و آنها را بر اين ادعاهاى تو خالى و بىاساس مورد ملامت و سرزنش قرار داد. [١]
[١] «درّ المنثور»، ج ٥، ص ٢٥٦؛ «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «قرطبى»، ج ١٤، ص ٣٥٨.