شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٧ - دانشمندان اهل كتاب اسلام مىپذيرند
هنگامى كه پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله سوره «يس» را براى آنها تلاوت كرد، اشك شوق ريختند و اسلام آوردند. [١]
بعضى ديگر گفتهاند: اين آيات، درباره جمعى از نصاراى «نجران» (شهرى است در شمال يمن) نازل شده، كه نزد پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمدند و آيات قرآن را شنيدند و ايمان آوردند. [٢]
بعضى ديگر، آن را در مورد «نجاشى» و يارانش مىدانند. [٣]
و بعضى، نزولِ آن را درباره «سلمان فارسى»، و جمعى از علماى «يهود»، مانندِ «عبداللَّه بن سلام» و «تميم الدارى» و «جارود عبدى» دانستهاند. [٤]
و بالاخره، بعضى نيز آن را اشاره به چهل نفر از علما و روشن ضميرانِ مسيحى مىدانند، كه سى و دو نفرشان از «حبشه» با «جعفر بن ابيطالب» به «مدينه» آمدند، و هشت نفر از «شام» كه در ميان آنها «بحيرا» راهب معروف شامى بود. [٥]
البته، رواياتِ سهگانه نخست، متناسب با نزول اين آيات در «مكّه» است، و گفتارِ كسانى كه معتقدند، تمام اين سوره مكّى است را تأييد مىكند، ولى روايتِ چهارم و پنجم، دليل بر اين است كه اين چند آيه، استثناء در «مدينه» نازل شده، و گواهى است بر قول كسانى كه آنها را «مدنى» مىدانند.
به هر حال، اين آيات، شاهدِ گويايى است بر اين كه، گروهى از دانشمندان اهل كتاب، با شنيدن آيات قرآن، اسلام را پذيرا شدند؛ زيرا ممكن نبود پيامبر صلى الله عليه و آله چنين چيزى را بگويد را در حالى كه، كسى از اهل كتاب به او ايمان نياورده باشد؛ چرا كه مشركان فوراً به نفى و انكار برمىخاستند و جار و جنجال به راه مىانداختند.
[١] «فى ظلال القرآن»، ج ٦، ص ٣٥٧ و ٣٥٨؛ «تفسير ابن كثير»، ج ٣، ص ٤٠٤؛ «جامع البيان»، ج ٧، ص ٧.
[٢] «فى ظلال القرآن»، ج ٦، ص ٣٥٧ و ٣٥٨؛ «نور الثقلين»، ج ٥، ص ٢٥٣.
[٣] «فى ظلال القرآن»، ج ٦، صفحات ٣٥٧ و ٣٥٨.
[٤] «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ٢٢، ص ٤٧؛ «تبيان»، ج ٨، ص ١٦٣.
[٥] «مجمع البيان»، ذيل آيات مورد بحث؛ «بحار الانوار»، ج ٢٢، ص ٤٧؛ «قرطبى»، ج ١٣، ص ٢٩٦.