شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠٥ - علم بىپايان خداوند
(١٠٩) قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَنْ تَنْفَدَ كَلِماتُ رَبِّي وَ لَوْ جِئْنا بِمِثْلِهِ مَدَداً
بگو: «اگر دريا براى (نوشتن) كلمات پروردگارم مركّب شود، دريا پايان مىگيرد. پيش از آن كه كلمات پروردگارم پايان يابد؛ هر چند همانند آن را كمك آن قرار دهيم»!
شأن نزول:
علم بىپايان خداوند
در شأن نزول اين آيه، از «ابن عباس» چنين آمده است: يهود هنگامى كه اين سخن الهى را از پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله شنيدند كه:
ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا:
«شما جز بهره كمى از دانش نداريد».
گفتند: چگونه چنين چيزى مىتواند صحيح باشد؟ در حالى كه به ما «تورات» داده شده است، و هر كس «تورات» به او داده شده است، صاحب خير كثير است.
در اين هنگام آيه فوق نازل شد (و ترسيمى از علم بى نهايت خدا و ناچيز بودن علم ما در برابر علم او را نمود).
بعضى مىگويند: يهود به پيامبر صلى الله عليه و آله گفتند: خداوند به تو حكمت داده است
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً:
«و هر كس به او حكمت داده شده داراى خير كثير است».
اما هنگامى كه درباره روح از تو سؤال مىكنيم جواب سربسته مىگوئى؟! آيه فوق نازل شد (و نشان داد: انسان هر قدر دانش داشته باشد، در برابر علم بى پايان خدا بسيار ناچيز است). [١]
جالب توجه اين كه: در شأن نزول آيه فوق، از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل شده است:
شخصى خدمتش آمده عرض كرد:
يا رسول اللّه! من در راه خدا انفاق مىكنم، صله رحم به جا مىآورم، و اين اعمال
[١] «مجمعالبيان»، ذيل آيه؛ «درّالمنثور»، ج ٤، ص ١٩٩؛ «قرطبى»، ج ١١، ص ٦٩؛ «تفسير صافى»، ج ٤، ص ١٥٠.