شان نزول آيات قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٥ - ثعلبه و ثروتمندى او
(٧٥) وَ مِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّهَ لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِهِ لَنَصَّدَّقَنَّ وَ لَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحينَ ا ٧٦ فَلَمَّا آتاهُمْ مِنْ فَضْلِهِ بَخِلُوا بِهِ وَ تَوَلَّوْا وَ هُمْ مُعْرِضُونَ ا ٧٧ فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً في قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ا ٧٨ أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ وَ أَنَّ اللَّهَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
بعضى از آنها با خدا پيمان بسته بودند كه: «اگر خداوند ما را از فضل خود روزى دهد، قطعاً صدقه خواهيم داد؛ و از صالحان (و شاكران) خواهيم بود»!
اما هنگامى كه خدا از فضل خود به آنها بخشيد، بخل ورزيدند و سرپيچى كردند و روى برتافتند!
اين عمل، (روح) نفاق را، تا روزى كه خدا را ملاقات كنند، در دلهايشان برقرار ساخت. اين به خاطر آن است كه از پيمان الهى تخلّف جستند؛ و به خاطر آن است كه دروغمىگفتند.
آيا نمىدانستند كه خداوند، اسرار و سخنان درگوشى آنها را مىداند؛ و خداوند داناى همه غيبها (و امور پنهانى) است؟!
شأن نزول:
ثعلبه و ثروتمندى او
در ميان مفسران معروف است: اين آيات، درباره يكى از انصار به نام «ثعلبة بن حاطب» نازل شده است، او كه مرد فقيرى بود، و مرتّب به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله مىرفت، اصرار داشت پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كند؛ تا خداوند مال فراوانى به او بدهد!
پيغمبر صلى الله عليه و آله به او فرمود:
قَلِيلٌ تُؤَدِّي شُكْرَهُ خَيْرٌ مِنْ كَثِيرٍ لاتُطِيقُهُ:
«مقدار كمى كه حقش را بتوانى ادا كنى، بهتر از مقدار زيادى است كه توانائى اداء حقش را نداشته باشى».
آيا بهتر نيست به پيامبر خدا تأسّى جوئى، و به زندگى سادهاى بسازى؟ ولى «ثعلبه» دستبردار نبود، و سرانجام به پيامبر صلى الله عليه و آله عرض كرد: به خدائى كه تو را به حق فرستاده سوگند ياد مىكنم، اگر خداوند ثروتى به من عنايت كند، تمام حقوق