سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩ - وظيفه سوم بيان نعمتهاى الهى و شكر آن
حوصله پاسخ گو باش.
سيره پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نشان مىدهد كه آن حضرت نسبت به اين مطلب اهتمام عجيبى داشت. تا آنجا كه يك روز سوار بر اسب عازم ميدان جنگ بود. شخصى خدمت حضرت رسيد، و مهار اسبش را گرفت، و عرض كرد:
«عَلِّمْنى عَمَلًا ادْخُلُ الْجَنَّةَ
؛ اى رسول خدا! كارى به من تعليم ده كه با انجام آن بهشتى شوم».
سربازان و ديگر اعضاى ارتش اسلام، كه آماده بودند تحت فرماندهى حضرت به سمت جبهه جنگ حركت كنند، نگاه معنادارى به آن شخص كرده، و شايد صريحاً اعتراض كردند كه حالا چه وقت سؤال كردن است؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: رهايش كنيد، سپس خطاب به او فرمود:
«ما احْبَبْتَ، انْ يَأْتِيَهُ النَّاسُ الَيْكَ فَاْتِهِ الَيْهِمْ، وَ ما كَرِهْتَ، انْ يَأْتِيَهُ الَيْكَ فَلا تَأْتِهِ الَيْهِمْ، خَلِّ سَبيلَ الرَّاحِلَةِ
؛ (كليد بهشت در عمل به اين جمله است:) آنچه را دوست دارى مردم در مورد تو انجام دهند، تو در مورد آنها انجام بده، و آنچه را دوست ندارى مردم برايت انجام دهند، در مورد آنها ترك كن». سپس فرمود: «مهار مركب را رها كن تا بروم!». [١]
در مورد حضرت على عليه السلام نيز چنين مطلبى نقل شده است. در گرما گرم يكى از جنگها از آن حضرت پرسيدند: توحيد چيست؟ برخى از همرزمان حضرت به سؤال كننده اعتراض كردند كه اكنون هنگام سؤال نيست، بلكه زمان جنگ و نبرد است! حضرت در پاسخ اعتراض آنها فرمود: مگر نه اينكه ما براى تحقّق خداپرستى و معارف دينى مىجنگيم؟ بنابراين چنين سؤالى حتّى به هنگام نبرد اشكالى ندارد.
سپس رو به سائل كرد، و در پاسخش فرمود: توحيد بر چهار قسم است. [٢]
وظيفه سوم: بيان نعمتهاى الهى و شكر آن
آيه شريفه «وَأَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ» سومين وظيفه حضرت را بيان مىكند.
[١]. بحارالانوار، ج ٧٤، ص ١٣٤، ح ٤٥.
[٢]. همان مدرك، ج ٣، ص ٢٠٦، ح ١.