سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٩٨ - ريشه معاقبه
فايده محاسبه، طبق آنچه در ذيل روايت آمده، اين است كه اگر كار خيرى انجام داده آن را تكرار كند، و اگر آلوده كار بدى شده از آن توبه نموده، و آن را جبران نمايد.
ضمناً تعبير به «از ما نيست» نسبت به كسانى كه اهل محاسبه نيستند، تعبير ظريفى است. در روايت ديگرى از حضرت على عليه السلام مىخوانيم:
«ما احَقَّ الْانْسانَ انْ تَكُونَ لَهُ ساعَةٌ لا يَشْغَلُهُ شاغِلٌ، يُحاسِبُ فيها نَفْسَهُ، فَيَنْظُرُ فيمَا اكْتَسَبَ لَها وَ عَلَيْها فى لَيْلِها وَ نَهارِها
؛ بسيار شايسته است كه انسان ساعتى از روز، كه هيچ مشغله و مزاحمى نداشته باشد، را به محاسبه خويشتن اختصاص دهد. در آن ساعت به شب و روز گذشتهاش فكر كند، و آنچه را به سود يا زيان خويشتن انجام داده رسيدگى نمايد». [١]
به يقين اين گام در تربيت نفوس بسيار مؤثّر است، و انسان را كنترل مىكند. يعنى اگر در هر شبانه روز زمانى را انتخاب كند كه نه راديو، نه تلويزيون، نه تلفن، نه جرايد، نه زن و بچّه، نه فكر كار و كسب، و خلاصه نه هيچ چيز ديگر، مزاحمتى نداشته باشد، و انسان ٢٤ ساعت گذشته خود را به تصوير بكشد، و نقاط مثبت و منفى آن را يادداشت كند، و سپس خوبىها را تقويت نموده، و از تكرار بديها اجتناب ورزد، آيا مداومت بر اين برنامه در تربيت روح و جان انسان مؤثّر نخواهد بود؟
ريشه معاقبه:
واژه «معاقبه» از «عقوبت» گرفته شده، و عقوبت به معناى مجازات است. و همانگونه كه قبلًا نيز اشاره شد عقوبت و مجازات بايد مطابق قوانين و مقرّرات اسلام باشد. بنابراين، آنچه را بعضى از فرق صوفيّه به اين عنوان انجام مىدهند، مشروعيّت ندارد. مثلًا نقل كردهاند كه شخصى از دراويش، دلبسته مال دنيا شده بود، و علاقه به مال دنيا را سدّ راه سير و سلوك خود مىدانست. براى اينكه خود را مجازات نمايد، و اين علاقه مانع تهذيبِ نفس را قطع كند، تمام اموال و داراييش را به دريا ريخت! [٢]
[١] مستدرك الوسائل، ج ١٢، ص ١٥٤.
[٢] جلوه حق، ص ١٥٨.