سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٦ - شكر نعمت ولايت
و با انواع بيماريها و مشكلات و سختيها و رنجها و زحمات و بلاها و مصيبتها و غمها وغصّهها گريبانگير باشد، و بالاخره بميرد و خاك شود و نابود گردد. آيا اين مطلب با حكمت خداوند حكيم سازگار مىباشد؟
جهان هستى بدون قيامت همانند دوران جنينى است كه به دنبال آن تولّد و زندگى در دنيا نباشد. اگر جنين عقل و شعور داشته باشد مىگويد: چنانچه قرار است پس از تمام شدن دوران جنينى نابود شوم، پس تحمّل اين دوران سخت، در محيطى تنگ و تاريك كه حتّى نمىتوانم چشم باز كنم و بايد از خون تغذيه نمايم، چه حكمتى دارد؟
امّا اگر پس از طى دوران جنينى قرار باشد به دنيا آيد، و حدود نود سال عمر كند يعنى صد برابر زمانى كه در شكم مادر بوده، تمام مشكلات و سختيهاى آن دوران برايش با معنا و قابل تحمّل مىگردد. ما انسانها هم در صورتى زندگى برايمان با طراوت و هدفمند و قابل تحمّل خواهد بود كه جهان آخرتى وجود داشته باشد، تا نتيجه اعمال خود را در آنجا ببينيم.
علاوه بر اين اگر جهان آخرت نباشد عدل الهى زير سؤال مىرود. انسانهاى فراوانى را در عصر و زمان خويش مىشناسيم كه ظلم فراوانى كردهاند، به حدّى كه اين دنيا به هيچ وجه ظرفيّت مجازات آنها را ندارد. و در مقابل انسانهاى بيشترى را نيز ديدهايم كه كارهاى شايسته و خدمات مهم و عبادات فراوانى انجام دادهاند كه اعطاى پاداش به آنها نيز در دنيا امكانپذير نيست. عدالت خداوند اقتضا مىكند كه جهان ديگرى وجود داشته باشد كه گنجايش عقوبت و مجازات ظالمين و ستمكاران، و پاداش و جزاى خوبان و محسنين و عبادت كنندگان را داشته باشد. مگر مىشود پاداش شهداى كربلا كه تمام هستى خويش را در راه دفاع از اسلام و اهلبيت پيامبر عليهم السلام در طبق اخلاص نهادهاند، و همچنين مجازات جنايتكاران كربلا كه خون پاك كاملترين انسان عصر و زمان خويش يعنى امام حسين عليه السلام و ياران و فرزندان مظلومش را ريختند در دنيا داد؟ بايد جهانى ديگر باشد كه گنجايش و ظرفيّت آن پاداشها و اين عقوبتها را داشته باشد.