سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٤ - ١ بدعت مجاز؛
آرى! كسانى كه دينشان را متفرّق و پراكنده مىكنند بدعت گذارنند! آنها با بدعت شكافى در آيين خود به وجود مىآورند، و سبب اختلاف و دو دستگى بين مردم مىشوند. نمونه آن، بدعتِ شهادتِ ثالثه در تشهّد نماز در پاكستان است، كه عدّهاى موافق اين بدعت، و عدّهاى در صف مخالف قرار گرفتهاند و اختلاف بين آنها تا آنجا ريشه دوانده كه همديگر را تكفير مىكنند. البتّه علما و دانشمندان آنها از اين قاعده مستثنا هستند، ولى برخى از عوام كه مصداق آيه شريفه و روايت نبوى هستند، به پيروى از هواى نفس اصرار بر شهادت ثالثه دارند.
جالب اينكه طبق روايت فوق توبه چنين انسانهايى پذيرفته نمىشود؛ چرا كه توبه با يك استغفراللَّه و ندامت قلبى تحقّق نمىيابد، بلكه بايد تمام خطاهاى گذشته جبران و اصلاح گردد. و كسى كه بدعتى نهاده و هزاران نفر به آن عمل كردهاند چگونه مىتواند همه آنها را آگاه كند، تا از خطاى خويش دست بردارند. گذشته از اينكه برخى ازعوام آن قدر لجوج و سرسختند، كه حتّى اگر بدعتگذار اعتراف به خطا و اشتباهش كند آن را نمىپذيرند!
علّت اينكه دين ما اسلام نسبت به بدعت اين قدر سختگيرى مىكند آن است كه بدعت اصل دين را هدف مىگيرد، و هنگامى كه زياد شود اصالت دين مخدوش مىشود.
٢. در آيه شريفه ١٤٤ سوره انعام مىخوانيم:
« «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِباً لِّيُضِلَّ النَّاسَ بِغَيْرِ عِلْمٍ إِنَّ اللَّهَ لَايَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»؛ پس چه كسى ستمكارتر است از آن كس كه بر خدا دروغ مىبندد، تا مردم را از روى جهل گمراه سازد؟! خداوند هيچگاه ستمگران را هدايت نمىكند».
بدعت گذاران با اين گناه بزرگ هم بر خود ظلم مىكنند، و هم با گمراه كردن ديگران بر آنها ستم مىكنند، و هم با مخدوش كردن دين، بر آيين خود ظلم روا مىدارند!
با توجّه به تعابير شديد قرآن بايد اوّلًا: مرز بدعت و نوآورىهاى عرفى را