سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٢٠ - شرح و تفسير قسمهاى سه گانه
دليل طرفداران مدنى بودن اين سوره:
اين سوره نمىتواند مكّى باشد، زيرا مسلمانان در مكّه نه جهادى داشتند تا آيات سوره ناظر بر جنگ و نبرد آنان باشد. و نه حجّ گروهى و رسمى، تا آيات مذكور ناظر بر مركبهاى حجّاج مسلمان باشد. هر چند مشركان عرب در ايّام حج در ماه ذىالحجّه، حجّى آميخته با خرافات فراوان انجام مىدادند. ولى آن حج ارزش چندانى نداشت كه خداوند بر مركب حجّاج آنها، قسم ياد كند. و لهذا بعيد به نظر مىرسد كه اين سوره مكّى باشد.
شرح و تفسير قسمهاى سه گانه:
پس از آنكه روشن شد سوره مورد بحث مدنى است و از شأن نزول آن اطلاع پيدا كرديم، به تفسير سوگندهاى اين سوره مىپردازيم، توجّه كنيد:
« «وَالْعَادِيَاتِ ضَبْحاً»؛ سوگند به اسبان دونده (مجاهدان) در حالى كه نفس زنان به پيش مىرفتند».
كلمه «عاديات» جمع «عاديه» به معناى حيواناتى است كه دوان دوان حركت مىكنند. و واژه «ضبحاً» نفس نفس زدن مركبهاى راهوارى را مىگويند كه دوان دوان به سمت ميدان جنگ حركت مىكنند. سوگند به اسبهاى دونده مجاهدان، كه به فرماندهى على بن ابىطالب عليه السلام، نفس نفس زنان به سمت مشركان مخاصم با اسلام حركت كردند.
« «فَالْمُورِيَاتِ قَدْحاً»؛ و سوگند به افروزندگان جرقه آتش (در برخورد با سنگهاى بيابان)».
«قدح»، ابزارى است همچون كبريت، كه بوسيله آن آتش روشن مىكردند.
در گذشته كه هنوز كبريت ساخته نشده بود، سنگى وجود داشت به نام سنگ چخماق، و قطعه آهنى كه با كشيدن آن بر روى آن سنگ جرقّه توليد مىشد، و با نزديك كردن چيزهاى قابل اشتعال به سنگ و ايجاد جرقه، آتش بوجود مىآمده و در