سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٣ - ١ بدعت مجاز؛
مىكند. تا چه رسد به شهادت رابعه (اشهد ان فاطمة الزهرا ولية اللَّه) كه برخى از عوام به دنبال طرح آن نيز هستند. عشق و علاقه به حضرت على و فاطمه عليهما السلام مطلب ديگرى است، ولى نبايد آن را ابزارى براى كارهاى غير شرعى و بىدليل قرار داد. اگر اين راه ناصحيح گشوده شود، فردا شهادت خامسه و سادسه و ... نسبت به ساير ائمه عليهم السلام نيز مطرح مىشود، در حالى كه خود آن بزرگواران قطعاً راضى نيستند، و در عصر حضرات ائمه عليهم السلام هيچ يك از امامان عليهم السلام غير از شهادت به خداوند و رسالت حضرت رسول صلى الله عليه و آله، شهادت ديگرى در تشهد نماز نمىگفتند.
نتيجه اينكه بدعت به معناى نوآورى و اختراع در امور عرفى بدون انتساب به شرع و شريعت اشكالى ندارد، امّا بدعت به معناى داخل كردن چيزى كه جزء دين نيست در دين جايز نمىباشد، و متأسّفانه سلفىها و وهّابىها مرز اين دو را از همديگر تشخيص نمىدهند.
بدعت در آيات قرآن:
با توجّه به خطرى كه بدعت در امور دينى دارد، جهت آشنايى بيشتر با اين گناه بزرگ، به دو آيه از قرآن مجيد توجّه كنيد:
١. خداوند متعال در آيه ١٥٩ سوره انعام مىفرمايد:
« «إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعاً لَسْتَ مِنْهُمْ فِى شَىْءٍ إِنَّمَا أَمْرُهُمْ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِمَا كَانُوا يَفْعَلُونَ»؛ كسانى كه آيين خود را پراكنده ساختند، و به دستههاى گوناگون (و مذاهب مختلف) تقسيم شدند، تو هيچگونه رابطهاى با آنها ندارى. سر و كار آنها تنها با خداست؛ سپس خدا آنها را از آنچه انجام مىدهند، با خبر مىكند».
در روايتى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در مورد تفسير «الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ» مىخوانيم:
«هُمْ اصْحابُ الْبِدَعِ وَاصْحابُ الْأَهْواءِ، لَيْسَ لَهُمْ تَوْبَةٌ، انَّا مِنْهُمْ بَرىءٌ وَهُمْ مِنّى بُراءٌ
؛ آنها بدعت گذاران و پيروان هوا و هوسند. توبه چنين افرادى پذيرفته نمىشود. من از آنها بيزارم، و آنها نيز جزء پيروان من نيستند!». [١]
[١]. ميزان الحكمة، باب ٣٢٨، ح ١٦٣٠.