سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٤ - معارف دينى فطرى است!
معنا ندارد كه شخصى مجبور بر كارى باشد، و در عين حال مجازات گردد! امّا اگر شخصى سيلى محكمى بر صورت معتقدان به عقيده فوق بنوازد، داد و فرياد آنها بلند مىشود و برخلاف اعتقادشان به اين كار اعتراض نموده، و آن را نوعى ظلم مىشمرند. داستان معروفى در اين زمينه وجود دارد كه ذكر آن خالى از لطف نيست:
«شخصى به همراه كارگرانش وارد باغش شد. بناگاه چشمش به دزدى افتاد كه بر بالاى يكى از درختان نشسته، و مشغول خوردن ميوههاى آن درخت بود. هنگامى كه صاحب باغ به كار زشت دزد اعتراض كرد، او گفت: من به اختيار خود به اين باغ نيامدهام، بلكه مجبور به اين كار بودهام، آمدن به اين باغ و بالارفتن بر درخت و سرقت ميوهها هيچ كدام كار من نيست، بلكه همگى كار خداست! صاحب باغ، كه انسان دانايى بود، گفت: بسيار خوب! سپس رو به كارگرانش كرد و گفت: او را از درخت پايين آورده، و با ريسمانى محكم بر درختى ببنديد، سپس چند شاخه نازك و تازه از درخت انار مهيّا نموده، و با آن شاخهها بر بدنش بنوازيد. كارگران طبق دستور صاحب باغ عمل كردند. دزد كه جان خود را در معرض خطر ديد، داد و فريادش بلند شد، و خطاب به صاحب باغ گفت: اين چه كارى است كه شما مىكنيد، براى چند عدد ميوه ناقابل كه نبايد آدم كشت! صاحب باغ گفت: ما در اين كار مجبوريم. آوردن تو از بالاى درخت به پايين، و بستنت به درخت، و نواختن شاخههاى تازه درخت انار، هيچ كدام به اختيار ما نيست، بلكه كار خداست!
نتيجه اينكه منكران حُسن و قُبح و اختيار، هر چند در سخن منكر اين امور هستند، ولى در عمل بدان اعتقاد دارند.
بنابراين همه انسانها در مقام عمل قبول دارند كه خداوند حُسن و قُبح، و ادراك بديهيّات، و قدرت تفكّر و تعقّل، و اصول معارف دينى را در نهاد ما انسانها به وديعت نهاده است. و اگر اينها نبود، دنياى بشريّت دستخوش هرج و مرج و بىنظمى مىشد.
جهان بر محور قانون مىچرخد، و قانون برگرفته شده از همان اصول فطرى به وديعت نهاده شده در درون جان انسانهاست. اگر همه انسانها معتقدند كه تجاوز به