سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٧ - وظيفه دانشمندان در مقابل بدعتها
فرزندانشان را نيز به پاى بت سر مىبريدند. به آيه زير توجّه كنيد: « «قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلَادَهُمْ سَفَهاً بِغَيْرِ عِلْمٍ وَحَرَّمُوا مَا رَزَقَهُمُ اللَّهُ افْتِرَاءً عَلَى اللَّهِ»؛ و به يقين آنها كه فرزندان خود را از روى جهل و نادانى كشتند، گرفتار خسران شدند، (زيرا) آنچه را خدا به آنها روزى داده بود، بر خود تحريم كردند، و بر خدا افترا بستند». [١]
بنابراين بدعتهاى فراوان، آسايش و آرامش را از آنها سلب نموده، و نقش بسيار مخرّبى در زندگى آنان ايفاء مىكرد. و لهذا در نُه آيه قرآن از بدعت تعبير به « «فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ»؛ چه كسى ظالمتر است از آنها كه به خدا افترا مىبندند، و بدعت مىنهند» شده است!
بنابراين هر چه در مورد خطر بدعت و افتراء على اللَّه گفته شود كم است و همگان بايد مواظب اين پديده شوم باشند، تا مبادا دچار آن شوند كه هم به خود ظلم روا داشته، و هم به كسانى كه به آن عمل مىكنند ظلم كرده، و هم به دين و آيين و خدا ستم نمودهاند.
بدعت خاص و عام:
همانگونه كه قبلًا نيز اشاره شد بدعت دو معنا دارد؛ بدعت خاص و بدعت عام.
منظور از بدعت خاص همان چيزى است كه در آيات قرآن و روايات معصومين عليهم السلام از آن نهى شده، و عامل به آن سرزنش و تقبيح گشته است. كه علما و دانشمندان آن را چنين توصيف و تعريف كردهاند:
«ادخال ما ليس من الدين فى الدين؛ چيزى كه جزء دين نيست را جزء دين قرار دادن» اين نوع از بدعت بىشك حرام است و مرحوم شيخ انصارى رحمه الله در كتاب ارزشمند رسائل در مبحث حجيّت ظن، چهار دليل از قرآن و روايات و عقل و اجماع، بر حرمت آن اقامه كرده است.
جالب اينكه در كتابى ازعلماى اهل سنّت كه پيرامون بدعت نگاشته شده، بدعت بر پنج قسم شده است: بدعت حرام، بدعت واجب، بدعت مكروه، بدعت مستحب و
[١]. انعام، آيه ١٤٠.