سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٥ - نكته دوم آنچه خداوند براى آن سوگند خورده است
ديگران قبيح است، اگر همه پذيرفتهاند كه ترور كار شايستهاى نيست، اگر همه باور دارند كه كمك به نيازمندان اقدامى پسنديده است، اينها همه به مقتضاى همان حُسن و قُبح، و الهام فجور و تقواست؛ كه آيه شريفه «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» بدان اشاره دارد.
نكته دوم: آنچه خداوند براى آن سوگند خورده است
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا* وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا»
سوگندهاى يازدهگانه، كه شرح و تفسير قسمتى از آن گذشت، براى تبيين اهميّت فوق العاده اين نكته است كه: «هر كس نفس خود را پاك و تزكيه كرده رستگار شده؛ و آن كس كه نفس خويش را با معصيت و گناه آلوده ساخته، نوميد و محروم گشته است!».
قبل از هر چيز لازم است كلمات چهارگانه (فلاح، تزكيه، خاب و دساها) كه در آيه فوق آمده، توضيح داده شود:
١. «فلاح»؛ اين كلمه در لغت به معناى نجات، رستگارى، رهايى، و به تعبير ديگر، رسيدن به مقصود است. انسانى داراى فلاح است كه از خطرها عبور كرده، و به نقطه امنى برسد. دانشآموزى كه در امتحانات شركت كرده، و موفّق شده، به فلاح و رستگارى دست يافته است.
٢. «تزكيه»؛ شرح و تفسير اين كلمه در مباحث آينده خواهد آمد.
٣. «خاب»؛ اين كلمه نقطه مقابل «فلاح»، و به معناى مأيوس شدن، درمانده شدن، گرفتار شدن تفسير شده است. كسى كه درون جان خود را آلوده به رذائل اخلاقى مىكند، درمانده و مأيوس مىشود.
٤. «دسّاها»؛ از ماده «دسّ» در اصل به معناى داخل كردن چيزى توأم با كراهت است، و «دسيسه» به كارهاى مخفيانه زيانبار گفته مىشود. و در اينكه تناسب اين معنا با آيه مورد بحث چيست؟ احتمالات مختلفى گفته شده، كه در كتب تفسير آمده است. [١]
[١]. به تفسير نمونه، ج ٢٧، ص ٤٨، ذيل آيه مذكور مراجعه فرماييد.