سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٠ - ج) بدعت و محو دين
معصوم نيز بدون اذن پروردگار حقّ تشريع احكام ندارد. بنابراين همه احكام از سوى خداست، و اوست كه حاكم مطلق بر بندگان است.
بنابراين بدعت گذار كه به خود اجازه جعل قانون و تشريع مىدهد و سپس آن را به خدا نسبت مىدهد در توحيد حاكميّت تشريع مشكل دارد؛ بنابراين بدعت با توحيد سازگارى ندارد.
ب) بدعت عامل تفرقه!
اگر كتابهايى كه در مورد مذاهب مختلف اسلامى نوشته شده و به «ملل و نحل» معروف است را مطالعه كنيد خواهيد ديد كه اسلام چقدر شاخه شاخه شده، و داراى مذاهب فراوانى است. عامل اين همه مذهب و فرقههاى گوناگون كه نام بسيارى از آنها را تاكنون نشنيدهايد بدعتهاى مختلفى است كه در دين گذاشته شده است. شرح اين مطلب در حديث نبوى كه در ذيل آيه ١٥٩ سوره انعام بيان شده، گذشت.
ج) بدعت و محو دين
اگر هر جمعيّت و گروهى در هر منطقهاى مطابق فكر و سليقه خود بدعتى در احكام دينى بگذارد، و اين بدعتها نسل به نسل افزوده گردد، پس از چند نسل چهره دين كاملًا متحوّل شده، و اسلام واقعى در لابهلاى بدعتها محو مىگردد. لهذا حضرت على عليه السلام فرمودند:
«ما هَدَمَ الدّينَ مِثْلُ الْبِدَعِ
؛ هيچ چيز مانند بدعتها باعث هدم و نابودى دين نشده است». [١]
د) بدعت و هواپرستى
حضرت على عليه السلام طبق روايتى كه در كتاب كنزالعمّال نقل شده، سرچشمه بدعت را هواپرستى مىداند. توجّه كنيد:
[١]. ميزان الحكمة، باب ٣٢٧، ح ١٦٢٦.