سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٠ - سوگندهاى دوگانه ديدنيها و ناديدنيها
دورماندن از مكتب اهلبيت عليهم السلام مرتكب چنين اشتباه بزرگى شدهاند. از اين بدتر تعداد كمى از مسلمانان، كه مجسّمه ناميده شدهاند، اعتقاد دارند كه در اين جهان نيز خداوند را مىتوان ديد! در حالى كه بطلان اين اعتقاد روشن و واضح است. زيرا خدايى كه با چشم ديده شود جسم دارد، و چيزى كه جسم داشته باشد داراى اجزايى است، و محدوديّت دارد و داراى عرض است، و اينها هيچكدام با ذات واجب الوجود سازگارى ندارد؛ چرا كه واجب الوجود ذاتى است كه نه جسم دارد، نه اجزا، نه عرض، نه محدوديّت، نه زمان و نه مكان. بنابراين خداوند متعال از جمله چيزهاى غير قابل رؤيت است. همانگونه كه خطاب به حضرت موسى عليه السلام فرمود: « «لَنْ تَرَانِى»؛ (اى موسى!) هرگز مرا نخواهى ديد». [١] كلمه «لن» در ادبيّات عرب براى نفى ابد است؛ يعنى در جايى استعمال مىشود كه انجام كار مورد نظر عقلًا محال و غير قابل انجام است.
بنابراين طبق آيه شريفه رؤيت پروردگار براى بشر محال است.
حضرت على عليه السلام در پاسخ كسى كه سؤال كرده بود آيا خدايى كه نديدهاى عبادت و پرستش مىكنى؟ فرمود: من خدايى را كه نبينم عبادت نمىكنم! پرسيد: چگونه خدا را ديدهاى؟ فرمود:
«لا تُدْرِكُهُ الْعُيُونَ بِمُشاهَدَةِ الْعَيانَ وَ لكِنْ تُدْرِكُهُ الْقُلُوبُ بِحَقائِقِ الْإيمانِ
؛ ديدهها هرگز او را آشكار نمىبينند، امّا دلهاى با ايمان درست او را در مىيابند». [٢]
و اگر نبود هدايتهاى الهى و عنايات اهلبيت عليهم السلام، ممكن بود كه ما هم همچون مجسِّمه يا گروه ديگر اهل سنّت به چنين اشتباهات بزرگى دچار شويم. اينجاست كه انسان با تمام وجود روايت ثقلين مخصوصاً جمله آخر آن را
«ما انْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلُّوا ابَداً
؛ تا زمانى كه به ذيل دامان قرآن و عترت چنگ بزنيد گمراه نمىشويد» درك مىكند. امّا هر گروهى كه فقط يكى از اين دو را بگيرد و ديگرى را رها كند بىشك گمراه مىشود.
[١]. اعراف، آيه ١٤٣.
[٢]. نهجالبلاغه، خطبه ١٧٩.