سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٨٢ - معارف دينى فطرى است!
توحيد دارد، در حالى كه اين گونه نيست، بلكه تمام عقايد انسان فطرى است. زيرا به مقتضاى آيه شريفه «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» خداوند متعال راه و چاه را به صورت الهام فطرى به بشر نشان داده، و آنچه در سعادت وى مؤثّر بوده در اختيارش نهاده است، بنابراين اصول تمام اعتقادات، كه بىشك نقش كليدى در سعادت بشر دارد، بصورت فطرى به او الهام شده است.
سؤال: در اين صورت چه نيازى به پيامبران عليهم السلام است؟ و نقش آنان در سعادت بشر چيست؟ و هدف از بعثت آنان چه مىباشد؟
پاسخ: فطرت اصول و كليّات عقائد و معارف دينى را به انسان مىآموزد، امّا شرح و تفصيل و تبيين آن با پيامبران است. به تعبير ديگر، فطرت متنى است كه شرح و تفسير آن بر عهده پيامبران الهى است.
فطرت حتّى نماز را به انسان الهام مىكند، و به وى دستور مىدهد كه در برابر كسى كه به او احسان و انعام كرده سپاسگزار باشد، امّا چگونگى و كيفيّت و جزئيات نماز را پيامبر صلى الله عليه و آله بيان مىكند.
امر به معروف و نهى از منكر در فطرت انسان موجود است، زيرا انسان نمىتواند در مقابل سرنوشت خود بىتفاوت باشد و سرنوشت انسانهايى كه در يك اجتماع زندگى مىكنند به هم گره خورده است. و اگر شخص يا اشخاصى مرتكب كارهاى خلافى در سطح جامعه شوند ضرر و مفاسد آن دامنگير همه مىشود. بدين جهت فطرت انسانى دستور مىدهد كه در مقابل منكرات جامعه بىتفاوت نباشد. اگر عدّهاى سوار بر يك كشتى باشند، و هر كس جاى مخصوصى داشته باشد، آيا هيچ يك از مسافران، به يكى از افراد موجود اجازه مىدهد كه در جاى مخصوص به خود سوراخى ايجاد كند؟ هرگز! زيرا سرنوشت تمام مسافران به هم گره خورده، و با ايجاد يك سوراخ در كشتى، جان همه آنان به خطر مىافتد. جامعهاى كه ما در آن زندگى مىكنيم حكم آن كشتى را دارد كه ايجاد هرگونه مشكل و خللى در هر گوشهاى از آن، سرنوشت همه را به مخاطره مىاندازد.