سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٦ - اسعد بن زراره!
پيامبر فرمود:
«تَشْهَدُونَ لا الهَ إِلّا اللَّهُ وَ انّى رَسُولُ اللَّهِ
؛ به صف موحدان بپيونديد و از شرك دورى كنيد».
مشركان به يكديگر نگاهى كردند و گفتند: تمام دعواى ما با شما در همين يك جمله است، كه ما بتهايمان را رها نكنيم. تو مىگويى ما ٣٦٠ بت را رها نموده و خداى واحد ناديده را عبادت كنيم! [١]
آرى! بت پرستان كسانى كه هماهنگ با افكار و تفكّرات آنها نبودند، و در مسير باطل حركت نمىكردند، و نان را به نرخ روز نمىخوردند، ديوانه مىشمردند. در حالى كه چنين برچسبى اين حقيقت را در طول تاريخ فرياد مىزند كه: پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله تسليم امتيازات مادّى نشد، و در راه رسيدن قرب الى اللَّه به آن پشت پا زد.
فلسفه برچسب جادوگرى:
از آنجا كه كلام پيامبر صلى الله عليه و آله مخصوصاً هنگامى كه آياتى از قرآن مجيد را تلاوت مىكرد، اثر عجيبى در شنونده مىگذاشت، و هر كس را كه به نزدش مىرفت با چند جملهاى به خود جذب مىكرد، به گونهاى كه در برابر حضرتش زانو زده و به آواى دلنشين قرآن گوش مىداد، بدين جهت او را ساحر و قرآن را سحر و جادو خواندند.
آنها مىخواستند مردم را با اين برچسبها از پيامبر دور كنند، درحالىكه ناخودآگاه اقرار به نفوذ فوق العاده كلام آن حضرت در اعماق دل مردم و تسخير دلها با گفتگويى كوتاه مىنمودند. داستان اسعد بن زرارة شاهد گويا و جالبى بر اين بحث است. توجّه فرماييد:
اسعد بن زراره!
از آنجا كه قبيله اسعد بن زرارة با قبيلهاى ديگر مدّتها در جنگ و ستيز بود، وى به قصد تهيّه سلاح جنگى عازم مكّه شد. پس از ورود به اين شهر، ابتدا آهنگ زيارت
[١]. بحارالانوار، ج ١٨، ص ١٨٢.