سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢ - كفّاره سوگند
نمايند، بايد به همان نسبت كفّاره را تكرار كنند!
نتيجه اينكه كفّاره تخلّف از قسم سنگين است، و سفارش من به شما عزيزان اين است كه مراقب باشيد حتّى الامكان قسم نخوريد و نذر نكنيد، زيرا بار تكاليف ما به اندازه كافى سنگين است. با نذر و قسم، بار اضافى بر خود تحميل نكنيم، كه گاه بايد يك عمر كفّاره آن را بپردازيم.
خلاصه اينكه سوگندى كه براى اثبات يا نفى مطلبى ياد مىشود در صورتى كه دروغ باشد كفّاره ندارد، امّا قسم تعهّدى در صورت تخلّف كفاره دارد، هر چند هر دو از نظر حرمت در صورت دروغ بودن و تخلّف، يكسان هستند.
سؤال مهم!
از مباحث گذشته روشن شد كه سوگند ياد كردن اگر راست هم باشد كراهت شديد دارد، و لذا در دستورات دينى سفارش به ترك آن شده است. با توجّه به اين مطلب، چرا خداوند متعال اين همه قسم ياد كرده است؟ طبق جستجوى محدودى كه فقط روى جمله «والذى نفسى بيده» در كتاب بحارالانوار انجام شد، اين جمله در ١٦ جلد كتاب مذكور و نزديك به دويست بار از زبان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تكرار شده است. چرا پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بطور وسيع و گسترده سوگند خورده است؟ حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام نيز در نهجالبلاغه مكرّر قسم ياد كرده است. مثلًا در جملهاى فرمودند:
«وَاللَّهِ لَوْ اعْطيتُ الْأقاليمَ السَّبْعَةَ بِما تَحْتَ افْلاكِها، عَلى انْ اعْصِىَ اللَّهَ فى نَمْلَةٍ اسْلُبُها جُلْبَ شَعيرَة ما فَعَلْتُهُ
؛ به خدا سوگند! اگر هفت اقليم (تمام كره زمين) را با آنچه در زير آسمانهاست به من دهند تا خدا را نافرمانى كنم، به اين كه پوست جوى را به ظلم از دهان مورچهاى بگيرم، چنين نخواهم كرد». [١]
اين سوگندها چگونه توجيه مىشود؟
جواب: قسم براى مسائل شخصى، طبق آنچه در مباحث پيشين گذشت- حتّى اگر
[١]. نهجالبلاغه، خطبه ٢٢٤.