سوگندهاى پر بار قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٣ - ١ فلسفه اخلاقى
اخلاقى حج عجيب است و فوق العاده. ولى افسوس كه كابوسى به نام سوغاتى، حتّى در آن مواقف شريف، برخى از حجّاج را رها نمىكند، و بيشتر وقتشان را اشغال نموده، وآنها را در بازارها و مغازهها سرگردان مىنمايد. آنها بجاى اينكه در آنجا به دنبال چيزهايى باشند كه در وطن نمىيابند، متأسّفانه بيشتر وقتشان را صرف امورى مىكنند كه در شهر و ديارشان به وفور يافت مىشود. بايد براى اين فرهنگ غلط فكرى كرد، تا اين بيمارى مهلك فلسفه اخلاقى حج را كمرنگ نسازد.
حضرت على عليه السلام در خطبه قاصعه، فلسفه اخلاقى حج را بسيار جالب توصيف نموده، و از آن بعنوان مرحم بسيار مناسبى براى درمان بيمارى خطرناك كبر و غرور ياد كرده است. توجّه بفرماييد:
«ثُمَّ أَمَرَ آدَمَ عَلَيهِ السَّلَامُ وَ وَلَدَهُ أَنْ يَثْنُوا أَعْطَافَهُمْ نَحْوَهُ، فَصَارَ مَثَابَةً لِمُنْتَجَعِ أَسْفَارِهِمْ، وَ غَايَةً لِمُلْقَى رِحَالِهِمْ. تَهْوِي إِلَيْهِ ثِمَارُ الْأَفْئِدَةِ مِنْ مَفَاوِزِ قِفَارٍ سَحِيقَةٍ وَ مَهَاوِي فِجَاجٍ عَمِيقَةٍ، وَ جَزَائِرِ بِحَارٍ مُنْقَطِعَةٍ، حتّى يَهُزُّوا مَنَاكِبَهُمْ ذُلُلًا يُهَلِّلُونَ لِلَّهِ حَوْلَهُ. وَ يَرْمُلُونَ عَلَى أَقْدَامِهِمْ شُعْثاً غُبْراً لَهُ. قَدْ نَبَذُوا السَّرَابِيلَ وَرَاءَ ظُهُورِهِمْ، وَ شَوَّهُوا بِإِعْفَاءِ الشُّعُورِ مَحَاسِنَ خَلْقِهِمْ، ابْتِلَاءً عَظِيماً وَ امْتِحَاناً شَدِيداً وَ اخْتِبَاراً مُبِيناً. وَ تَمْحِيصاً بَلِيغاً جَعَلَهُ اللَّهُ سَبَباً لِرَحْمَتِهِ، وَ وُصْلَةً إِلَى جَنَّتِهِ
؛ سپس آدم و فرزندانش را فرمان داد كه به آن سو توجّه كنند، و آن را مركز تجمّع و سرمنزل مقصود و باراندازشان گردانيد؛ تا افراد از اعماق قلب به سرعت از ميان فلات و دشتهاى دور، و از درون واديها و درّههاى عميق، و جزائر از هم پراكنده درياها، به آنجا روى آورند، تا به هنگام سعى شانه را حركت دهند، و لا اله الّا اللَّه گويان اطراف خانه طواف كنند، و باموهاى آشفته و بدنهاى پر گرد و غبار به سرعت حركت كنند، لباسهايى كه نشانه شخصيّتهاست كنار انداخته، و با اصلاح نكردن موها قيافه خود را تغيير دهند؛ اين آزمونى بزرگ، امتحانى شديد، و آزمايشى آشكار، و پاكسازى و خالص گردانيدنى مؤثّر است كه خداوند آن را سبب رحمت و رسيدن به بهشتش قرار داده است». [١]
[١]. نهج البلاغه، خطبه ١٩٢.