بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥١ - نقد و بررسى اين دليل
مثال اجاره و رهن نيز از همين قبيل است؛ يعنى قصد جدّى در آن وجود دارد.
كوتاه سخن اين كه ما عمومات و اطلاقات را قبول داريم و به اصطلاح در مورد كبراى مسأله نزاعى نداريم، ولى معتقديم كه صغراى مسأله مشكل دارد، يعنى در بخش مهمّى از حيلههاى ربا قصد جدّى نيست و شرايط لازم براى معامله را ندارد، چون يكى از شرايط دارا بودن قصد جدّى است كه در اينجا حاصل نيست، بنابراين، اطلاقات و عمومات شامل اين نوع از حيلهها نمىشود و به تعبير علمى «اينها تخصّصا خارج است نه تخصيصا».
ب: قسم دوم از حيلههاى ربا، حيلههايى است كه قصد جدّى در آن وجود دارد، ولى عقلايى نيست؛ مانند ضميمههاى كوچكى كه به ده يا صدها برابر قيمت واقعى فروخته مىشود؛ مثل اين كه يك رباخوار مىخواهد به كسى يك ميليون تومان وام بدهد و در مدّت يك سال دويست هزار تومان ربا بگيرد، براى اين كه از ربا فرار كند مىگويد: من به شما يك ميليون تومان وام مىدهم به مدّت يك سال بدون هيچگونه شرطى و اين قوطى كبريت را هم به مبلغ دويست هزار تومان به شما مىفروشم!
در اينجا اگر بپذيريم كه قصد جدّى وجود دارد، ولى به يقين چنين معاملهاى عقلايى نيست؛ در كجاى دنيا، و كدام عاقل، يك قوطى كبريت را با اين قيمت گزاف معامله مىكند؟ بنابراين، چنين معاملهاى عاقلانه و منطقى نيست، بلكه شوخى يا سفهى است، و