بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٤ - نقد و بررسى اين دليل
نمىباشد؛ چون به اصطلاح فلسفى موجب «دور» مىشود [١]؛ زيرا ما مىخواهيم «فرار از ربا» را به وسيله «بيع» انجام دهيم، و از طرفى، مشروعيّت و صحّت «بيع» را به وسيله «فرار از ربا» ايجاد كنيم، و به تعبير ديگر «فرار از ربا» متوقّف بر «بيع» است، و مشروعيّت «بيع» در مثال بالا متوقّف بر «فرار از ربا» است؛ كه اين به اصطلاح فلسفى دور است؛ و دور باطل است.
به تعبير ديگر، شما اوّل بايد يك معامله صحيح درست كنيد تا فرار از ربا حاصل شود، يعنى در رتبه متقدّم بايد صحّت معامله حاصل باشد، در حالى كه صحّت معامله را مىخواهيد از راه فرار از ربا درست كنيد.
نتيجه اين كه چنين معاملاتى عقلايى نيست و مشمول عمومات و اطلاقات نمىشود.
به علاوه در همان مثال نيز، معاملهاى كه به دهها يا صدها برابر قيمت انجام مىشود، جنبه عقلايى ندارد و در واقع هبه و بخشش است، و بيع جنبه صورى دارد.
سؤال: در مسأله معروف «عبد آبق» گفته مىشود فروش او صحيح نيست، ولى اگر جنس كم ارزشى ضميمه آن كنند فروش آن صحيح خواهد شد؛ مثلا عبد آبق را به همراه يك قوطى كبريت، به پنجاه هزار تومان مىفروشند، كه در فقه گفتهاند چنين معاملهاى صحيح
[١]. «دور» عبارت است از اين كه وجود «الف» متوقّف بر بودن «ب» باشد و وجود «ب» نيز متوقف بر بودن «الف» باشد. روشن است كه چنين چيزى باطل است.