بررسى طرق فرار از ربا
(١)
پيشگفتار
٥ ص
(٢)
1- ضرورت بحث حيلههاى ربا
٩ ص
(٣)
تعميم بحث به ساير ابواب فقه
١٠ ص
(٤)
آيا اين موضوع از مسائل مستحدثه است؟
١٠ ص
(٥)
چند مقدّمه ضرورى
١١ ص
(٦)
1- حيله در لغت و اصطلاح فقها
١١ ص
(٧)
موارد استعمال حيله در روايات
١٣ ص
(٨)
الف حيله منفى
١٣ ص
(٩)
ب حيله مثبت
١٣ ص
(١٠)
حيله در اصطلاح فقها
١٤ ص
(١١)
2- حيله مخصوص باب ربا نيست!
١٤ ص
(١٢)
الف حيله در عبادات
١٥ ص
(١٣)
ب حيله در اخماس و زكوات
١٥ ص
(١٤)
ج حيله در ابواب نكاح
١٦ ص
(١٥)
3- اقسام ربا
١٧ ص
(١٦)
فلسفه تحريم ربا
١٨ ص
(١٧)
4- يهود، پايهگذاران حيلههاى شرعى
١٩ ص
(١٨)
عكس العمل يهوديان در مقابل اين حيله
٢٢ ص
(١٩)
سرانجام سه گروه
٢٤ ص
(٢٠)
2- انواع طرق فرار از ربا
٢٥ ص
(٢١)
مثالهاى حيله رباى معاملاتى
٢٥ ص
(٢٢)
مثالهاى حيله رباى قرضى
٢٩ ص
(٢٣)
3- آراء فقهاء
٣٧ ص
(٢٤)
نظريّه اوّل
٣٧ ص
(٢٥)
نظريّه دوم
٣٨ ص
(٢٦)
نظريّه سوم
٤٠ ص
(٢٧)
نظريّه چهارم
٤٣ ص
(٢٨)
4- دلايل نظريّات چهارگانه در باب حيل ربا
٤٥ ص
(٢٩)
ادلّه قول اوّل
٤٥ ص
(٣٠)
دليل اول تمسّك به قواعد، عمومات و اطلاقات ادلّه معاملات
٤٥ ص
(٣١)
نقد و بررسى اين دليل
٤٨ ص
(٣٢)
دليل دوم قول مشهور روايات خاصّه
٥٧ ص
(٣٣)
5- نقد و بررسى روايات حيل
٧٣ ص
(٣٤)
جمعبندى روايات
٧٣ ص
(٣٥)
تفاوت بين «علّت» و «حكمت» احكام
٧٨ ص
(٣٦)
6- ناسازگارى روايات فرار از ربا، با فلسفه حرمت ربا
٨٣ ص
(٣٧)
طايفه أول روايات حيل
٨٣ ص
(٣٨)
توجيه روايات حيل
٩١ ص
(٣٩)
طايفه دوم از روايات كه از نظر سند و دلالت، قويتر از گروه اوّل است، راه فرار از رباى معاوضى و معاملاتى را بيان مىكند
٩٢ ص
(٤٠)
حكمت تحريم رباى معاملاتى
٩٢ ص
(٤١)
نقد و بررسى روايات گروه دوم
١٠٣ ص
(٤٢)
توجيه روايات گروه دوم
١٠٤ ص
(٤٣)
طايفه سوم رواياتى است كه راه چاره را در دو معامله جداگانهبيان مىكند
١٠٦ ص
(٤٤)
بررسى بقيّه نظريّهها
١٠٨ ص
(٤٥)
7- نظر و فتواى نهايى
١٠٩ ص

بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٢ - نقد و بررسى اين دليل

روشن است كه اگر معامله عقلايى نباشد، مشروع نيست؛ چون منظور از «أَوْفُوا بِالْعُقُودِ» عقدهاى عقلائيّه متعارفه است، همچنان كه منظور از بيع در «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ» معاملات عقلائيّه متعارفه است.

نتيجه اين كه، در نوع دوم از حيله‌ها، اگر قصد جدّى هم وجود داشته باشد، ولى چون عقلايى نيست، مجاز نخواهد بود و روشن است كه در اينجا هم عمومات تخصيص نخورده است، بلكه اين نوع از حيل نيز تخصّصا خارج است.

سؤال: آيا در شريعت مقدّس اسلام، قيمت كالاها سقف معيّن و مشخّصى دارد؟ و هر كس موظّف است كه از آن قيمت بالاتر نفروشد؟

يا اين كه قيمت كالاها محدود نيست و به مقتضاى‌ «تِجارَةً عَنْ تَراضٍ» [١] منوط به رضايت و توافق فروشنده و خريدار مى‌باشد؟

به يقين چنين نيست، بلكه هر كس آزاد است كه كالاى خود را به هر قيمتى بفروشد- البتّه اگر حكومت اسلامى، روى مصالحى لازم ببيند در زمان خاصّى نرخ‌گذارى كند، مراعات آن لازم است، ولى در كالاهاى كه مشمول نرخ‌گذارى نيست، معيار توافق طرفين است، هر چند رعايت عدل و انصاف در همه حال توصيه شده است- بنابراين چه اشكال دارد كه يك قوطى كبريت، طبق رضايت و توافق فروشنده و خريدار، به دويست هزار تومان معامله شود و هدف فرار از ربا باشد؟

پاسخ: درست است كه قيمت كالا حدّ خاصى ندارد، ولى تا آنجا


[١]. سوره نساء: آيه ٢٩.