بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - مثالهاى حيله رباى معاملاتى
ناهمجنس است، كه زيادى يك طرف معامله در آن بىاشكال است.
٢- براى فرار از رباى معاملاتى، دو معامله مستقل انجام دهيم؛ مثلا اگر بخواهيم يك من گندم خوب را در مقابل دو من گندم نامرغوب بفروشيم، ابتدا يك من گندم را به مبلغ معيّنى به مشترى مىفروشيم و پول آن را از او مىگيريم؛ سپس دو من گندم نامرغوب او را مىخريم و پول آن را به او مىپردازيم. به اين شكل دچار ربا نمىشويم. [١]
اين، راهى است كه براى طلافروشهاى كنونى كارساز است و آنها را از بعضى كارهاى نامشروع نجات مىدهد.
به عنوان مثال در بين طلافروشها، نوعى اجاره طلا به صورت غير شرعى مرسوم است؛ بدين شكل كه يك طلافروش، يك كيلو طلا را به شخصى، به مدّت يك سال اجاره مىدهد و ماهيانه فلان مبلغ مىگيرد و در پايان سال يك كيلو طلا را پس مىگيرد.
اين اجاره باطل است؛ چون در اجاره شرط است كه عين مورد اجاره باقى بماند و از منافع آن استفاده شود، در حالى كه در اينجا عين مورد اجاره از بين مىرود و در آخر سال يك كيلو طلاى ديگر به موجر داده مىشود.
راه حلّ مشكل فوق طلافروشها، دو معامله مستقل است، منتهى يكى نقد و ديگرى نسيه؛ يعنى طلافروش يك كيلو طلا را نقدا به يك
[١]. جواهر الكلام، جلد ٢٣، صفحه ٣٩٦ و الحدائق النّاضرة، جلد ١٩، صفحه ٢٦٩.