بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٢ - حكمت تحريم رباى معاملاتى
وضعا و اصيّر الوضع غلّة؟ قال: اذا كان فيها ذهب فلا بأس قال: فحكيت ذلك لعمّار بن موسى السّاباطى فقال لى: كذا قال لى ابوه ...؛ (به امام رضا عليه السّلام) عرض كردم: فدايت گردم، من درهم را به درهم تبديل مىكنم و درهم ناخالص را با درهم خالص و درهم خالص را با درهم ناخالص (به صورت مساوى) تبديل مىكنم، آيا اين كار جايز است؟ امام فرمود: اشكالى ندارد، سپس اين روايت را براى عمّار بن موسى ساباطى (با تعجّب) نقل كردم، او گفت: همين روايت را من از پدر آن حضرت عليه السّلام (يعنى امام كاظم عليه السّلام) شنيدم.» [١]
دلالت روايت خوب است، ولى سند آن به خاطر «سندى بن ربيع» ضعيف است.
٧- معلّى بن خنيس به امام صادق عرض كرد: «انّى اردت ان ابيع تبر ذهب بالمدينة فلم يشتر منّى الّا بالدّنانير فيصحّ لى ان اجعل بينهما نحاسا؟
فقال: ان كنت لا بدّ فاعلا فليكن نحاسا وزنا؛ مىخواستم شمشك طلايى (يا خاك طلا) را در مدينه بفروشم، هيچ كس حاضر به خريد آن نشد، مگر اين كه در مقابل به من طلا بدهد (با توجّه به اين كه فروش طلا به طلا با اختلاف وزن جايز نيست) آيا صحيح است كه قطعه مسى به آن ضميمه كنم؟ امام صادق عليه السّلام فرمود: اگر چارهاى ندارى! قطعه مسى به وزن آن اضافه كن.» [٢]
اين روايت به دو دليل ضعيف السّند است؛ نخست اين كه مرفوعه
- همين جهت «غلّ» گفتهاند؛ چون به صورت پنهان و ناپيدا وارد سينه و قلب انسان مىشود، درهم ناخالص را نيز بدين علّت «غلّه» گفتهاند كه ناخالصى آن پنهان است.
[١]. وسائل الشّيعه، جلد ١٢، ابواب الرّبا، باب ٢٠، حديث ١.
[٢]. وسائل الشّيعه، جلد ١٢، ابواب الصّرف، باب ١١، حديث ٤.