بررسى طرق فرار از ربا - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٣ - نقد و بررسى اين دليل
مىتوان قيمت آن را بالا برد كه معقول باشد؛ بنابراين، اگر در معاملهاى، قيمت نامعقولى مورد توافق قرار گيرد، آن معامله سفهى و باطل است؛ مثلا، اگر كسى خانه چندين ميليون تومانى خود را به چند تومان بفروشد، قطعا چنين معاملهاى سفهى و باطل است. در مثال بالا نيز معامله غير معقول و سفيهانه است و مجاز نمىباشد.
به تعبير روشنتر، قيمت كالا تا حدّى مجاز است كه معقول باشد؛ بنابراين، اگر به حدّى برسد كه معقول نباشد و مردم، خريدار چنين كالايى را به قيمت مذكور، سفيه بدانند، چنين معاملهاى سفيهانه و باطل خواهد بود.
سؤال: انسان گاهى انگيزهاى پيدا مىكند كه جنسى را به چندين برابر قيمت بخرد، لازم نيست هميشه انگيزه انسان در معاملات انگيزههاى مادّى باشد، بلكه گاهى مثلا انگيزههاى معنوى وجود دارد؛ مثل اين كه، شخص نيازمند و محتاجى است كه حاضر نيست بطور مستقيم كمك دريافت كند، ولى از راه فروش اجناس مختصر و كم ارزش، زندگى خود را مىگذراند، در اينجا انسان براى كمك به او، جنسى از او مىخرد و چندين برابر قيمت به او مىپردازد، در بحث ما و مثالى كه ذكر شد نيز چنين است، كه انسان براى فرار از حرام به حلال، و به انگيزه اين كه مرتكب گناه رباخوارى نشود، حاضر به چنين معاملهاى مىشود، چه اشكالى دارد؟!
پاسخ: اصل اين حرف درست است؛ ولى در مورد مثال ما صحيح