آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٨ - ٧ بانگ بيدار باش!
بر سر بيابانگردان بيندازد، قلب او را از هر سو احاطه مىكند و به دنبال آن يك حالت تسكين و آرامش در فكر و جان او پيدا مىشود و اگر اين حالت پيش نمىآمد، انسان در برابر كوچكترين مصائب و ناكامىها زانو مىزد.
بنابراين غفلت و فراموشكارى در جاى خود ضامن بقا و حيات انسان و موجب مقاومت در برابر حوادث گوناگون زندگى است.
چگونگى تعديل فراموشكارى:
ولى اگر همين حالت غفلت و بى خبرى از حد بگذرد و انسان از همه چيز- به خصوص در امورى كه مربوط به سعادت انسان باشد- بىخبر و غافل بماند، آن هم مضر است.
بايد گاه و بىگاه براى تعديل اين حالت، زنگهاى بيدار باش، در اطراف انسان نواخته شود تا او را متوجّه سرنوشت خود سازد.
موضوعى كه بيش از هر چيز باعث غفلت و فراموشكارى مىشود، يكنواخت بودن وضع زندگى است، زيرا يكنواخت بودن، غافل كننده و خواب آور است، امّا حالات بحرانى، روشن بينى و توجّه خاصّى را در انسان به وجود مىآورد.
افرادى كه در جامعههاى يكنواخت پرورش يافتهاند و در دوران زندگى آنها، تحوّلات، انقلابات و بحرانها كمتر بوده، فاقد حسّ ابتكار و روشن بينى هستند، ولى افرادى كه در كوران انقلابها و بحرانهاى مختلف بزرگ شدهاند، از هوش، ذكاوت و ابتكار خاصّى برخوردار مىباشند.
درست است كه ناكامىهاى زندگى، ناراحت كننده است، امّا بايد توجّه داشت كه كامروايى مطلق هم غافل كننده و گمراه كننده است. به تجربه ثابت شده كسانى كه همواره كامياب و كامروا بودهاند، مردمى كم احساس، كم ابتكار، خالى از عواطف دقيق انسانى، خشن و زمخت و غير قابل انعطاف مىباشند، هميشه در