آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤٣ - ٣ آيا اين امور باعث الحاد (كفر) مىشود؟
پيش از اين هم گفتيم كه همين مسائل است كه جمعى را در مسأله نظم جهان هستى مردّد ساخته و موجب شده كه آن همه آثار عجيب و حيرتانگيز خدا را در سر تا سر عالم هستى ناديده گرفته و راه الحاد را در پيش گيرند.
در هر حال اين بحث حسّاسى است كه بايد با دقّت و حوصله بيشتر تعقيب شود تا ما نيز از لغزشهاى فكرى اين گونه افراد بر كنار بمانيم. بايد در اين بحث گفتههاى خود را در دو قسمت جداگانه تعقيب كنيم:
١. فرض كنيم كه با معلومات فعلى نتوانستيم فلسفه بلاها، آفات و دردها را دريابيم، آيا اين موضوع به ما اجازه مىدهد كه از حقيقت بزرگى- كه به طور آشكار از بحثهاى گذشته، درباره نظم شگفتانگيز عالم آفرينش دريافتهايم- چشم بپوشيم و جهان را مجموعهاى از حوادث اتّفاقى و تصادفى بدانيم؟
٢. ما قسمتهاى زيادى از فلسفه مصائب، آلام (دردها) و ناراحتىهاى فردى و اجتماعى را به خوبى دريافتهايم و جواب قانع كننده آن را آماده داريم، بلكه اگر تعجّب نكنيد، بيشترين آشنايى ما به وجود آن مبدأ بزرگ، همين موضوعاتى است كه به نوبه خود از دلايل توحيد است! اكنون بحث ما در قسمت اوّل است.
يك تابلوى زيبا:
فرض كنيد تابلوى زيبايى را در يكى از موزههاى معروف دنيا ببينيم؛ تابلوى مزبور منظره يك شب مهتابى را مجسّم مىسازد كه پرتو كم رنگ ماه، دل تاريكى را شكافته و از پشت ابرهاى پراكنده خودنمايى مىكند. هاله زيبايى به دور قرص ماه حلقه زده و آن را زيباتر از آنچه هست نشان مىدهد.
در يك طرف تابلو، نهر آب صافى به چشم مىخورد كه از لابهلاى تخته سنگهاى منظّمى عبور مىكند و امواج نقرهاى آن در پرتو نور ماه، تلألؤ و زيبايى دلفريبى پيدا كرده است. در طرف ديگر، سوارانى به چشم مىخورند كه با ساز و