آفريدگار جهان - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣١ - ١ ارزيابى علوم انسانى
بحثهاى ضدّ و نقيض مادّىها:
به راستى كه ما نمىدانيم چگونه با اين عدّه صحبت كنيم. اگر فراموش نكرده باشيم در ايراد سابق اين گروه مشاهده نموديم كه موضوع نظم جهان هستى و قوانين ثابت و بدون تغيير طبيعت را دليل بر انكار مبدأ علم و قدرت عالم گرفته دانستند و انتظار داشتند كه خدا را در بى نظمىها و يا به قول آنها در انجام امورى، طبق يك اراده خودسرانه پيدا كنند و نظم علّت و معلولى جهان را به عنوان دليل بر استقلال طبيعت و نبودن اراده و نيرويى مافوق طبيعت، به رخ ما كشيدند.
حالا كه با منطق روشن و رسايى ثابت كردهايم كه اين آقايان در تشخيص عقيده خداپرستان، فوق العاده به اشتباه رفتهاند و آن خدايى كه آنها به مخالفت او برخاستهاند، به هيچ وجه وجود خارجى ندارد و اين نظم ثابت و قوانين بدون تغيير طبيعت نه تنها وجود آن مبدأ بزرگ را نفى نمىكند، بلكه روشنترين و قاطعترين دليل بر وجود اوست؛ به طور كامل مطلب را وارونه كرده، موضوع بىنظمىها را جلو كشيده و مىگويند: جهان طبيعت، نظام ثابت و درستى ندارد كه شما اين قدر روى آن تكيه مىكنيد، بلكه آثار عدم هدف و نقشه در گوشه و كنار آن نمايان است!
بسيار خوب، حال كه آنها براى اثبات عقيده خود به هر چيزى دست مىزنند و ما هم بناست كه قدم به قدم همراه آنها بياييم، از همان راه وارد بحث با آنها مىشويم؛ ايراد سابق را به كلّى ناديده گرفته و فرض مىكنيم ايراد فعلى نخستين مطلبى است كه ميان ما و آنها ردّ و بدل مىشود. به همين جهت توجّه شما را به موضوعات زير جلب مىكنيم:
١. ارزيابى علوم انسانى
قبل از هر چيز بايد ديد بى فايده و با فايده بودن چيزى از كجا معلوم مىشود؟ و مقياس سنجش آن چيست؟ به عنوان مثال از كجا مىتوانيم بفهميم كه فضاى