معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٩٦
خلاصه شفاعت مختص خداوند است و اگر خدابه عدهاى اذن دهد مىتوانند در حق ديگران شفات كنند.
شفيع به كمك جهات سه گانه زير، مقصود خود را عملى مىسازد:
الف- اوصافى كه در بنده است و شايسته ترحم بر او مىباشد مانند حقارت و پريشانى او.
ب- اوصافى كه در مولا وجود دارد مانند كرم، گذشت، چشم پوشى ج- صفاتى كه در شفيع است، مانند نزديكى با خداوند و موقعيتى كه در نزد او دارد.
انسان وقتى بداند كه انبيا، ائمه، صالحان، شهدا و علما در قيامت شفاعت مىكنند، مىكوشد تا به آنها نزديك گشته، از رهنمودهايشان بهرهمند گردد.
شفاعت سبب جرأت برانجام گناه نمىگردد بلكه چه بسا موجب بازگشت و توبه مىگردد.
آنها كه از شفاعت محروم مىگردند، شرايط آن را ندارند و به لطف خداوند ربطى ندارد.
عوامل زير باعث محروم ماندن از شفاعت و داخل شدن در آتش است:
الف- ترك يا سبك شمردن نماز.
ب- ناديده گرفتن حق فقيران و مساكين.
ج- پرداختن به لهو و لعب.
د- انكار معاد.
ه- شرك به خدا، تكذيب شفاعت انبيا، اذيت كننده به خاندان پيامبر (ص)، و سلطان ستمگر و بدعتگذار.
پرسش ١- شفاعت را تعريف كنيد.
٢- خداوند متعال به چه منظورى مقام شفاعت را به ديگران واگذار مىكند؟
٣- شفاعت شفيع چگونه محقق مىگردد و آيا تأثيرى در مقام خدايى خداوند و از بين بردن جزاى حكم و تكليف دارد؟
٤- آيا شفاعت سبب جرأت انسان برانجام گناه نمىگردد؟
٥- دو مورد از شبهات شفاعت را با پاسخ آن بيان كنيد.
٦- چرا گروهى مشمول شفاعت واقع نمىشوند؟