معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٣٣

درس چهارم: حالات انسان هنگام مرگ و بعد از آن‌ هنگامه جان دادن‌ زمان جان دادن، از دشوارترين لحظات زندگى انسان است. جدا شدن از همه آن چيزهايى كه انسان با آنها انس و علاقه داشته، و سفر به دنيايى ناشناخته، آنهم با كوله بارى سنگين از اعمال خوب و بد و سرانجامى نامعلوم! آن گاه كه غبار مرگ رخ مى‌نمايد و بر رخسار آدمى نمودار مى‌شود فروغ زندگى از نگاه انسان رخت بر مى‌بندد، نفس به شماره مى‌افتد، تپش قلب به كندى مى‌گرايد، اضطراب، ترس و واهمه عجيبى سراسر وجود انسان را فرا مى‌گيرد، اندك اندك حرارت بدن پايين آمده سرد و سردتر مى‌شود، تا اين كه با قبض روح كامل توسط فرشته مرگ كالبد انسان بى‌جان نقش زمين مى‌شود، و رابطه انسان با حيات دنيوى بكلى قطع مى‌گردد.
انسان در هنگام جان دادن دستخوش حالتها و شاهد صحنه‌هايى مى‌باشد كه از ويژگيهاى اين هنگام محسوب مى‌شود. به برخى از آن صحنه‌ها كه انسان در لحظه جان كندن و جان دادن مواجه مى‌شود مى‌پردازيم.
لحظه بيدارى و حسرت‌ واپسين لحظه‌هاى حيات، لحظات حساس و پرمخاطره براى محتضر است؛ زيرا كه شاهد صحنه‌هايى بى‌سابقه در تاريخ زندگى خود است. از جمله صحنه‌هايى كه براى‌