معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ١٢٥
خداى جاودانه و بقاى انسان در اينجا، ممكن است سؤالى پيش آيد كه آيا خلود انسان با اختصاص جاودانگى به خدا منافات ندارد؟
اين سخن، ايرادى است كه «نَظّام معتزلى» در مباحثاتش با هشام بن حكم، مطرح كرد. وى گفت: بقا و ابديّت اختصاص به ذات خدا دارد و براى هيچ كس ممكن نيست.
بنابراين، اهل بهشت تا ابد باقى نمىمانند، زيرا دراين صورت بقاى آنها مثل بقاى خداوند خواهد بود.
هشام در پاسخ گفت: در اينجا منافاتى وجود ندارد، چرا كه خداوند خودش اهل بهشت را باقى مىگذارد و بهشتيان به واسطه خدا كه علّت باقى گذارنده آنهاست باقى مىمانند، در حالى كه خداوند بدون اينكه كسى او را نگه دارد، باقى مىماند. «١» تجسم و جاودانگى اعمال چيزى كه كيفر و پاداش را در آن سرا جاودانى مىكند، تجسم و جاودانگى اعمال انسان است، كه آن نيز از مسائل قطعى آن عالم است. چنانچه در درس پنجم گذشت.
حكما و متكلمان اسلامى مىگويند: ميان عمل و جزا رابطه علّى و معلولى، و بلكه بالاتر رابطه عينيت و اتحاد وجود دارد.
توضيح آن كه دانشمندان اسلامى مىگويند: مجازات سه گونه است:
١- مجازات قراردادى (تنبيه و عبرت).
٢- مجازاتى كه با گناه رابطه تكوينى و طبيعى دارد (مكافات دنيوى).
٣- مجازاتى كه تجسم خود جرم است و چيزى جدا از آن نيست (عذاب اخروى) «٢».
نوع اول مجازات، همان كيفرها و مقررات جزايى است كه توسط قانون گزاران جوامع انسانى وضع، و به مورد اجرا گذارده مىشود؛ و قوانين جزايى براى حفظ نظام اجتماعى و تنبيه متجاوزان به حريم اجتماع و تربيت متخلفان و مجرمان ضرورى است.
معاد استدلالى ١٢٨ تجسم و جاودانگى اعمال ص : ١٢٥