معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٨٠
٢- دستهاى بىحساب وارد جهنّم شوند. قرآن مىفرمايد:
«اوُلئِكَ الَّذينَ كَفَروُا باياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ اعْمالُهُمْ فَلا نُقيمُ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَزْناً» «١» آنان هستند كه به نشانههاى پروردگارشان و به ديدارش، كافر شدند در نتيجه كارهايشان بىارزش گشت. پس روز قيامت براى آنها وزنى به پا نمىكنيم (اعمالشان را نمىسنجيم و حساب نمىكنيم).
امام رضا (ع) از پدرانش از رسول خدا (ص) روايت مىكند:
«همانا خداوند همه انسانها را حساب مىكند جز كسى را كه به خدا شرك ورزيده است؛ زيرا او حساب نمىشود و امر مىشود كه به آتش بيفتد.» «٢» ٣- عدهاى از گناهكاران مؤمن را در روز قيامت در موقف حساب نگهمىدارند و خداوند حساب آنها را به عهده مىگيرد، بگونهاى كه از حسابشان كسى را آگاه نمىكند، گناهانشان را معرفى مىكند تا اينكه به آنها اقرار مىكنند، خداوند به نويسندگان اعمالش مىفرمايد:
گناهانش را به نيكى تبديل كنيد و آن را براى مردم ظاهر كنيد، پس آن گاه مردم مىگويند:
براى اين بنده يك گناه هم وجود ندارد. سپس خداوند او را به بهشت امر مىكند «٣» ٤- حضرت على (ع) فرمود:
بنده را نزد خداوند نگه مىدارند، خداوند مىفرمايد: نعمتهاى من براو عملش بسنجيد، پس عمل او در بين نعمتها گممىشود و قابل مقايسه نمىماند و ملائكه اين مطلب را اعلام مىكنند. خداوند مىفرمايد: نعمتهايم رابه او ببخشيد و بين خوبيها و بديهايش مقايسه كنيد، پس اگر آنها مساوى بودند، خداوند شر را با خير برطرفمىكند و اورابهبهشت داخلمىكند واگر خيرش بيشتر از شرّش بود، خداوند هم با فضلش با او عمل نموده و بيش از آنچه دارد به او مىدهد؛ و اگر شرّش بيشتر از خير بود و در عينحال آنشخص از اهلتقوا بوده و بهخداى بلندمرتبه شركنورزيده بود، پس او از اهل آمرزش مىباشد، خداوند اگر بخواهد او را به رحمتش مىآمرزد و با فضلش مىپوشد.» «٤»