معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ٧٤

ه- گسستن دوستيها:
«يَوْمَ لا يُغْنى‌ مَوْلىً عَنْ مَوْلىً شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَروُنَ» «١» روزى كه هيچ دوستى كمترين كمكى به دوستش نمى‌كند، و از هيچ سو يارى نمى‌شوند! و- حيله:
در دنيا ممكن است بعضى از كارها را بتوان با حيله‌گرى پيش برد در حالى كه در قيامت از اين حربه، كارى ساخته نيست.
«يَوْمَ لا يُغْنى‌ عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً» «٢» روزى كه حيله‌هاى آنها، آنان را بى‌نياز نكند.
ز- پرداخت غرامت:
گاهى انسان با پرداخت غرامتى زندانى خود را رها مى‌كند ولى در روز قيامت اين راه بسته است.
«فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَ لا مِنَ الَّذينَ كَفَروُا مَأْويكُمُ النَّارُ هِىَ مَوْليكُمْ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ» «٣» پس آن روز نه از شما و نه از كسانى كه كافر بوده‌اند، عوض نگيرند، جايگاهتان جهنم است كه شايسته شماست و بد جايى است.
سنگينى عوض دنيوى و قدر و بهاى آن نيز در قيامت اثر ندارد.
«لَوْ انَّ لَهُمْ ما فِى الْارْضِ جَميعاً و مِثْلَهُ مَعَهُ لِيَفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذابِ يَوْمِ الْقِيمَةِ ما تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ» «٤» كسانى كه كافر شده‌اند اگر همه آنچه در زمين است و نظير آن نيز مال آنها باشد كه (براى رهايى) از عذاب روز قيامت، فداى خويش كنند، از آنها پذيرفته نشود و عذابى دردناك دارند.