معاد استدلالى

معاد استدلالى - صفر علیپور و ابراهیم زاده - الصفحة ١٠٧

ستمكاران است، «١» آتش آن، بر دلها غلبه دارد «٢» و دوزخيان در آنجا آه و ناله مى‌كشند «٣» و هر گاه پوستهاى تنشان بريان گردد، پوستهاى ديگرى جاى آن قرار داده مى‌شود تا (خوب) عذاب بچشند. «٤» مردم گنهكار و ستمگر، مشركان و معبود آنان و سنگها، هيزم جهنّمند. «٥» خوراك دوزخيان، چيزى جز خار خشكِ تلخ و بدبو نيست؛ غذايى كه نه آنها را فربه مى‌كند و نه از گرسنگى مى‌رهاند. «٦» نه چيز خنكى مى‌چشند و نه نوشيدنى گوارايى «٧» جز آبى سوزان و مايعى از چرك و خون «٨» در ميان بادهاى كشنده و آب سوزان قرار دارند؛ «٩» در سايه دودهاى متراكم و آتش‌زا «١٠» كه نه خنك است و نه آرامبخش «١١»؛ و زندان سختى براى كافران است؛ «١٢» دوزخيان، بهشتيان را صدا مى‌زنند كه مقدارى آب يا از آنچه خدا به شما روزى داده به ما ببخشيد! آنها مى‌گويند: خداوند اينها را بر كافران حرام كرده است. «١٣» از طرف ديگر، به نگهبانان جهنّم مى‌گويند: از پروردگارتان‌